علی ع یکشنبه 14 آبان 1396 01:44 ق.ظ نظرات ()

فلورانس اسکاول شین کیست؟
فلورانس اسکاول ، دختر ” آلدِن کُورتلَند اسکاول ” و ” امیلی هاپکینز اسکاول ” بود . وی در شهر فیلادلفیا ( از مقطع متوسطه ) فارغ التحصیل شد و در دانشکدۀ هنرهای زیبای پنسیلوانیا حضور یافت ؛ جایی که با همسرش آینده اش یعنی ” اِوِرِت شین ” ( 1953-1876) که یک هنرمند بود آشنا شد . آنها پس از ازدواج کردن با یکدیگر، به یک سوئیت واقع در خیابان ” وِیوِرلی پِلِیس ، شماره 112 ” نقل مکان کردند که نزدیک میدان واشنگتون نیویورک قرار داشت . اِورت ، صحنه ای را برای اجرای نمایش در مجاورت این سوئیت بنا کرد و سه نمایشنامه نوشت که فلورانس نقش اصلی آنها را بازی می کرد . اورت شین به عنوان یکی از اعضای ” هنرستان اشکَن ” مشهور شد و فلورانس نیز به عنوان یک نقاش (تصویرگر) شروع به کار کرد . آنها در سال 1912 از یکدیگر جدا شدند .

چرا باید این کتاب را بخوانید :
کتاب چهار اثر از فلورانس اسکاول شین یکی از کتاب هایی است که در ایران از چاپ شصتم فراتر رفته و خوانندگان بسیاری را به خود جلب نموده است. نویسنده‌ی این کتاب فلورانس اسکاول شین، سالیان بسیار در مقام هنرمند (نقاش) و خطیب، نامی بلندآوازه داشت. افراد بی‌شماری در کلاس‌هایش شرکت می‌جستند و از این طریق، پیام معنویت را به گروهی وسیع می‌رساندند. بزرگ‌ترین راز موفقیتش این بود که همواره خودش بود: ساده و صمیمی و بی‌تکلف و شوخ‌طبع. هرگز نخواست قراردادی و ادیب مآب یا دارای نفوذی تحمیلی باشد.
امت فاکس(Emmet Fox)درباره فلورانس اسکاول شین می‌گوید: بزرگترین راز موفقیت او همیشه خودش بود همواره ساده، بی‌تکلف، صمیمی و شوخ‌طبع.

چند جمله از نویسنده :
1.هر آنچه آدمی احساس و یا به روشنی مجسم کند بر ذهن نیمه هشیار اثر می‌گذارد و مو به مو در صحنه زندگی ظاهر می‌شود.
2.جز تردید و هراس، هیچ چیز نمی‌تواند میان انسان و بزرگترین آرمانها یا مرادهای دلش فاصله ایجاد کند.
3.اصولاً هر مرضی حاصل ذهنی ناآرام است.
4.شر زاییده خیالات نادرست آدمی است و حاصل اعتقاد به دو قدرت:خیر و شر به جای اعتقاد به یک قدرت یعنی خدا.
5.تنها آن چیزهایی را به خود جذب می‌کنید که بی‌نهایت به آن می‌اندیشید.
6.جائی هست که غیر از تو هیچ کس نمی‌تواند آن را پر کند و کاری هست که غیر از تو هیچ کس نمی‌تواند آن راانجام دهد.

بخشهایی از کتاب:
1.زندگی، یک بازی است؛ بیشتر مردم زندگی را پیکار می‌انگارند. اما زندگی پیکار نیست، بازی است. زندگی، بازی بزرگ داد و ستد است. زیرا آنچه آدمی بکارد همان را درو خواهد کرد. یعنی هر آنچه از آدمی در سخن یا عمل آشکار شود یا بروز کند به خود او باز خواهد گشت؛ و هر چه بدهد بازخواهد گرفت. اگر نفرت بورزد، نفرت به او باز خواهد آمد. و اگر عشق ببخشد، عشق خواهد ستاند. اگر انتقاد کند، از او انتقاد خواهد شد. اگر دروغ بگوید به او دروغ خواهند گفت. و اگر تقلب کند به او حقه خواهند زد. همچنین به ما آموخته‌اند که قوه‌ی تخیل در بازی زندگی نقشی عمده دارد.
2.هر آنچه آدمی در خیال خود تصور کند- دیر یا زود- در زندگی‌اش نمایان می‌شود. مردی را می‌شناسم که از مرضی معین که بسیار نادر بود می‌ترسید. او آن قدر به آن مرض اندیشید و درباره‌اش مطالعه کرد که آن بیماری آشکارا بدنش را فراگرفت و مرد. او در واقع، قربانی خیال‌پردازی خود شد. برای پیروزی در بازی زندگی، باید نیروی خیالمان را آموزش دهیم. کسی که به قوه‌ی تخیل خود آموخته باشد که تنها نیکی را تصور کند و ببیند، خواهد توانست به همه‌ی مرادهای به حق دلش- خواه سلامت و خواه ثروت و خواه محبت و خواه دوستی و یا هر آرمان بزرگ دیگر – برسد.
3.در بازی زندگی، کلام نقشی تعیین کننده دارد؛ چه بسیارند کسانی که با کلام کاهلانه‌ی خود، به زندگی‌اشان مصیبت فرا خوانده‌اند. مثلاً زنی ثروتمند مدام به شوخی می‌گفت: «دارم خودم را برای زندگی در خانه‌ی مساکین آماده می‌کنم.» با تصویر نقش تنگدستی و تهیدستی بر ذهن نیمه هوشیار، چند سالی نیز نگذشت که کارش به همانجا کشید. خوشبختانه این قانون در هر دو جهت کار می‌کند. یعنی می‌توان فقر را نیز به ثروت بدل کرد. وفور نعمت همواره بر سر راه انسان است. اما از طریق آرزو، ایمان، یا کلام به زبان آمده، می‌تواند نمایان شود. خداوند آشکارا گفته است که نخستین حرکت را انسان باید انجام دهد. بخواهید که به شما داده خواهد شد. بطلبید که خواهید یافت. بکوبید که برای شما باز کرده خواهد شد.
4.در راهی اسرارآمیز به سوی کامیابی؛ یک انسان موفق همواره در پی پیدا کردن راهی‌ به سوی موفقیت و کامیابی است. انسان‌ها هیچ‌گاه به دنبال شکست و راه‌های رسیدن به آن نمی‌گردند بلکه به دنبال را‌هی هستند تا آنها را به سوی موفقیت و کامیابی هدایت کند.
برای هر انسانی طرحی الهی وجود دارد که باعث موفقیت او می شود. اما به نظر می‌رسد که آن در پشت در یا دیواری پنهان شده است.
در کتب مقدس، داستان‌های جالبی درباره این دیوار می‌خوانیم.
منظور ما همان دیواری است که بین شما و آرزوهایتان فاصله می‌اندازد. تقریبا تمامی انسان‌ها، اطراف شهر آرزوهایشان دیواری کشیده‌اند، شهری که در آن گنج‌های گرانبها، طرح الهی و خواسته‌های قلبی‌تان را خواهید یافت.

چرا باید این کتاب رو بخوانید؟
اگر به دنبال تغییر نگرش خودتان نسبت به زندگی و مسائل مختلف هستید و احساس می کنید این توانایی در درون شما وجود دارد که  به دنبال رویاهایتان بروید ، این کتاب به شما کمک می کند تا تاثیر کلمات را در زندگی خود را درک کنید و راهی اسرارآمیز به سوی کامیابی در زندگی به شما نشان داده می شود و نگاهتان به زندگی و نوع نگرشتان به مسائل مختلف عمیق تر می شود.

هر آنچه خداوند متعال به دیگران هدیه داده است، هم اکنون بیشتر و بهترش را به من هدیه می‌کند.
هر کاری را که با علاقه و عشق انجام می‌دهید، در حقیقت درها را به سوی موفقیت و پیروزی‌تان می‌گشایید.
در هر راهی به من تکیه کن من راهت را هموار می سازم.
درها به رویم گشوده و دروازه‌ها بالا می‌روند تا من به لطف خدا به سرزمین آرزوهایم قدم گذارم.

این کتاب هم، برعکس کتاب های دیگر به شدت کیفیتش نسبت به خواننده اش تعیین میشود، همچنین توصیه میکنیم این کتاب را بارها و بارها بخوانید. شما اگر می خواهید در مسیر معنویت در زندگی خود گام بردارید؛ از این کتاب مفاهیمی را دریافت خواهید کرد. اگر بدنبال راهی متفاوت برای رهایی از یکنواختی و سختی های زندگی روزمره تان هستید؛ جوابتان را از این کتاب دریافت خواهید کرد.
از نویسنده این کتاب فلورانس اسکاول شین بخاطر تلاش و تمرکزی که برای نوشتن این کتاب در طی سالیان دراز به خرج داد و آنرا به جامعه بشری تقدیم کرد با تمام وجود سپاس گزاریم.