تبلیغات
موفقیت و ثروت
منوی اصلی
موفقیت و ثروت
  • علی ع چهارشنبه 17 آبان 1396 06:57 ب.ظ نظرات ()

    بسم الله الرحمن الرحیم

    آموزش کسب درآمد از فیس نما

    فیس نما خانه و شغل دوم شما

    جدید 96 - 2017

    برای ثبت نام اینجا کلیک کنید

    تعداد زیر مجموعهکلیک هادرامد روزانه شمادرامد ماهیانه شما
    101,500 کلیک1,500 تومان45,000 تومان
    10015,000 کلیک15,000 تومان450,000 تومان
    1000150,000 کلیک150,000 تومان4,500,000 تومان

    مقدمه:

    http://up.facenama.com/file/189187/poster1.jpg

    آموزش کار با سیستم کسب درآمد فیس نما:

     

    1 - ابتدا از طریق لینک زیر عضو سایت فیس نما شوید.

    لینک ثبت نام

    2 - بعد از ورود به سایت فرم ثبت نام خود را تکمیل کنید.

    http://up.facenama.com/file/189189/1.jpg

    3 - تبریک حالا شما هم عضو سایت بزرگ فیس نما شدید اکنون میتوانید از طریق ورود به سایت اگر وارد اکانت نشده اید وارد سایت شوید و در داشبورد سایت طبق عکس زیر روی گزینه همین حالا ... تومان دریافت کنید.

    http://up.facenama.com/file/189196/2.jpg

    4 - بعد از کلیک دو صفحه باز میشود که تبلیغات سایت ها برای شما نمایش میدهد حالا صبر کنید تا نمایش تمامی تبلیغات به اتمام برسد توجه کنید در صورت امکان هر چند دقیقه ایی به سایت سر زده و از فعال بودن صفحه تبلیغات اطمینان حاصل فرمایید توجه کنید که سه صفحه که باز هست تا پایان کار از بستن سایت ها خوداری کنید در صورت بسته شدن یکی از سه صفحه تبلیغات متوقف شده و مجدد باید شروع به کار کنید.

    http://up.facenama.com/file/189197/3.jpg

    5 - براساس عکس بالا برای مشاهده پنل سایت و امکانات از بخش تبلیغات کلیکی >> مشاهده و کسب درآمد را انتخاب کنید.

    از امکانات سایت که در کادر زرد رنگ وجود دارد شامل:

     - مشاهده درآمد کسب شده

     - ثبت شماره حساب

     - درخواست تسویه حساب

     - مشاهده نمودار

     - تعداد و زیرمجموعه های شما در سایت

     در کادر پایین تر لیست پرداختی های دیگر کاربران نمایش داده شده.

    http://up.facenama.com/file/189198/5.jpg

    6 - براساس عکس بالا برای مشاهده لینک عضو گیری زیر مجموعه و راهنمای سیستم و نحوه محموعه آمارگیری در سایت را توضیخ می دهد .

    همچنین میتوانید از گزینه بازدید خودکار نیز تبلیغات کلیکی اتوماتیک را فعال کنید.

     

    بهترین پیشنهاد برای شغل دوم برای شما

    از طریق دوستان و تبلیغات میتوانید از طریق سیستم زیرمجموعه گیری سایت شغل و درآمد بسیار خوب برای خود داشته باشید.

     

    همین امروز اقدام کنید

    فردا دیر است



    http://up.facenama.com/file/189188/poster2.jpg

    برای ثبت نام اینجا کلیک کنید

    آخرین ویرایش: سه شنبه 23 آبان 1396 11:44 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • علی ع یکشنبه 28 آبان 1396 09:49 ب.ظ نظرات ()

    برای دست یابی به طلای موفقیت در هر کسب و کاری، باید بتوانید نسبت به سایر افراد متفاوت فکر کنید.

     ماهیت اصلی کسب و کارتان چیست؟ چه راه کار هایی برای افزایش سود رسانی آن در نظر دارید؟ همان طور که گفتیم برای پاسخ دهی مناسب به تمام سوال هایی که در ارتباط با کسب و کار خود در ذهن دارید باید متفاوت اندیشیدن را بیاموزید. در ادامه مطلب به ارائه روش هایی برای نیل به این هدف مهم و ارزشمند خواهیم پرداخت.

    به آینده فکر کنید

    تغییر را پس از آن که ناگهان خود را در شرایط بحرانی یافتید، آغاز نکنید بلکه همواره به فکر برداشتن گام های موثر تر و مفید تر از قبل باشید. برای مثال: چه نکاتی در راستای رشد کسب و کارتان نیاز است که آن ها را از قلم انداخته اید؟ قدم بعدی در جریان برنامه ریزی شما چیست؟ آیا دیدگاهی که دنبال می کنید، واقع بینانه است؟ زمانی که جوانب مختلف کسب و کارتان را دائما مورد بررسی قرار می دهید، همیشه برای آینده آماده خواهید بود.

     مسیر فکرتان را عوض کنید تا موفق شوید

     به ایده های خود ایمان داشته باشید

    لیوان ایده های خود را هیچ گاه خالی نبینید! به هر راه حل ممکنی برای کمک به کسب و کار خود تفکر کنید. به عنوان مدیر یک کسب و کار لازم است از یک الکوی ذهنی مثبت برخوردار باشید. زمانی که به خود و ایده هایی که به ذهنتان می رسند ایمان داشته باشید، هر کاری ممکن خواهد شد. ریسک پذیری نیز یکی دیگر از الگو های این خودباوری است.

     مثبت بودن در کسب و کار فرصت تصمیم گیری های درست را فراهم می آورد و در نهایت می توانید به نحو کاملا محاسبه شده و منطقی ریسک کنید. این همان طریقه دست یابی به تفکر متمایز در روند کسب و کار است.
     محدودیت ها را خط بزنید
    خود را درگیر مسائل بی ارزش نکنید! بسیاری از مواردی که آن ها را به چشم محدودیت نگاه می کنید می توانند در اصل فرصتی مناسب برای شکوفایی و رشد کسب و کار باشند. البته همواره ویژگی واقع نگری را حفظ کنید. موانع و محدودیت ها را مورد بررسی قرار دهید، آن ها را آنالیز کنید و از هر کدام که ممکن است برای ارتقا موقعیت کاری خود بهره گیری کنید.

     مسیر فکرتان را عوض کنید تا موفق شوید

     رقبا در حال نظاره شما هستند

    اتمسفر کسب و کار خود را درک کنید! باید بتوانید با استراتژی های رقیبان خود آشنا شده و قدم های بعدی آنان را پیش بینی کنید. هر کسب و کاری مستلزم رقابت است، در نتیجه باید برای هر لحظه پیش روی کسب و کار خود و اتفاقات احتمالی آن آماده باشید. این چنین آمادگی نیز جلوه دیگری از تفاوت در تفکر است.
     رقابت را مهندسی کنید
    زمانی که رقیبتان خط مشی کسب و کار شما را دریابد، باید فضایی برای بررسی روش های دیگر و در حقیقت یافتن راه حل نجات ایجاد کنید. همان طور که پیش تر نیز گفته شد باید همیشه برای جنگ رقابت آماده باشید.
    تغییر استراتژی ها نیز در صورت فاش شدن آن ها یکی دیگر از جوانب تفکر متمایز است. به یاد داشته باشید که این جنگ یک بازی برای کسب سود بیشتر است و اهداف شما نیز با رعایت خطوط قرمز انسانیت باید بر همین اساس تنظیم شود.
    کسب و کار بدون سود هیچ گونه ماهیتی نخواهد داشت. دانه ی این کسب و کار تنها در صورتی رشد خواهد کرد که در بستر بارور مناسب خود قرار گیرد، این باروری نیز مستقیما از تفکرات شما منشا می گیرد.

     مسیر فکرتان را عوض کنید تا موفق شوید

    آخرین ویرایش: یکشنبه 28 آبان 1396 09:52 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • علی ع یکشنبه 28 آبان 1396 09:49 ب.ظ نظرات ()

    «فلانی ضریب هوشیش از انیشتین هم بالاتره» یا «ضریب هوشی فلانی در حد یه جلبکه»، حتما شما هم از این جملات استفاده می‌کنید.

    اگر از ضریب هوشی یا همان IQ خودمان در جملات قصار مثبت یا منفی‌تان، استفاده می‌کنید و آن را به عنوان تنها نماد موفقیت و توانمندی خارق‌العاده‌ی برخی از افراد می‌دانید، از موضوع مهم دیگری غافل هستید. بله، شما از «هوش هیجانی» غافل شده‌اید. در سال ۱۹۹۶، دنیل گلمن (Daniel Goleman)، برای اولین بار در کتابی به نام «هوش هیجانی» به اهمیت بالای این موضوع پرداخت. بسیاری از روان‌شناسان نیز معتقدند که ضریب هوشی به تنهایی تمام توانایی‌ها و ظرفیت هوشی انسان را بازگو نمی‌کند. در عوض هوش هیجانی و توانایی بروز احساسات نقش بسیار مهم‌تری در موفقیت‌های زندگی دارد. 

    تفاوت ضریب هوشی و هوش هیجانی چیست؟

    برای بیان تفاوت میان ضریب هوشی و هوش هیجانی باید قبل از هر چیز به تعریف این دو بپردازیم. ضریب هوشی، نمره‌ای است که از یک آزمون استاندارد و مشخص هوشی کسب می‌شود و با تقسیم سن عقلی هر فرد بر سن تقویمی او و سپس ضرب کردن این مقدار در عدد ۱۰۰، حساب می‌شود. پس فردی با سن عقلی ۱۵ و سن تقویمی ۱۰، ضریب هوشی ۱۵۰ را خواهد داشت. برای احتساب ضریب هوشی، معمولا نمره هر فرد با سایر هم‌سالانش نیز مقایسه می‌شود. اما هوش هیجانی چیست؟ هوش هیجانی اندازه‌گیری واکنش‌های احساسی هر فرد است. یعنی توان فرد در درک، کنترل، ارزیابی و ابراز احساساتش. محققانی چون جان می‌یر (John Mayer) و پیتر سالووی (Peter Salovey) نیز مانند دنیل گلمن، نقش برجسته‌ای در شفاف‌سازی و معرفی هوش‌ هیجانی داشته‌اند. هوش هیجانی کاربرد گسترده‌ای در تمام علوم‌ و‌ فنون دارد و به کمک همه‌ی افراد می‌آید. از رهبران کسب‌و‌کار تا مدیران حوزه‌های مختلف و سایر افراد. در دهه‌ی ۹۰ میلادی، هوش‌ هیجانی هنوز مبحثی مبهم و ناشناخته به شمار می‌رفت و رد‌پای آن تنها در مجلات علمی و آموزشی دیده می‌شد. اما امروز حتی در فروشگاه‌های اسباب بازی، با کالاهایی مواجه هستید که قادرند به افزایش هوش هیجانی کودک دلبند‌تان کمک کنند یا برنامه‌های آموزشی مختلفی تحت عنوان برنامه‌های تقویت مهارت‌های احساسی-اجتماعی (SEL) موجود است که مهارت‌های هوش هیجانی را تقویت می‌کنند. در برخی از مدارس ایالات متحده امریکا، تعلیمات احساسی-اجتماعی، یکی از مباحث اصلی آموزشی است.

     ضریب هوشی مهم‌تر است یا هوش هیجانی؟

     هوش هیجانی مهم‌تر است یا ضریب هوشی؟

    در گذشته ضریب هوشی به عنوان کلید اصلی موفقیت شناخته می‌شد و احتمال موفقیت افراد با ضریب هوشی بالا، بسیار زیادتر از سایرین برآورد می‌شد. دانشمندان سعی می‌کردند ارتباط میان میزان ضریب هوشی با ژنتیک و محیط را پیدا کنند. با این وجود تعدادی از دانشمندان منتقد شروع به تحقیق در زمینه‌ای جدید کردند. آنها عقیده داشتند که ضریب هوشی بالا لزوما ضمانتی برای موفقیت نیست و همه‌ی ابعاد شخصیتی یک فرد را پوشش نمی‌دهد. البته شکی در این نیست که برای موفقیت، درآمد بیشتر و حتی سلامت بهتر، ضریب هوشی مناسبی لازم است، اما این نوع از هوش به هیچ وجه کافی نیست. برای مراودات روزانه، تعامل با دیگران و ابراز واکنش‌های احساسی به موقع، نیاز به نوعی دیگر از هوش است. هوش هیجانی در این مواقع به کمک شما می‌آید و هرچه مهارت و توانایی شما در موارد مرتبط با آن بیشتر باشد، موفق‌تر خواهید بود. مثلا در دنیای کسب‌وکار، هوش هیجانی تأثیرات فوق‌العاده مهمی از خود بر جای می‌گذارد. امروز، شرکت‌های بزرگ برای استخدام نیرو‌های خود از آزمون‌های هوش هیجانی بهره می‌برند. تحقیقات نشان می‌دهند، افرادی که ظرفیت بالقوه‌ی رهبری دارند، از هوش هیجانی بالایی برخوردار هستند. شاید این سؤال به ذهن‌تان رسیده است که آیا می‌توان هوش‌ هیجانی را تقویت کرد یا آن را آموخت؟ طبق پژوهش‌های آماری که به بررسی برنامه‌های آموزشی احساسی و اجتماعی پرداخته‌اند، محققان دریافته‌اند که پاسخ به سؤال شما مثبت است. تقریبا ۵۰ درصد از کودکانی که در برنامه‌های (SEL) یا برنامه‌های تقویت هوش اجتماعی و احساسی شرکت می‌کنند، وضعیت تحصیلی و معدل بهتری دارند. این برنامه‌ها میزان توجه و عملکرد عمومی و انضباط دانش‌آموزان را تغییر می‌دهد.
     

     ضریب هوشی مهم‌تر است یا هوش هیجانی؟

    نکات قابل توجه

    • شرکتی فعال در زمینه‌ی بیمه، دریافته است آن دسته از کارشناسان فروش که در رقابت‌های مرتبط با احساسات و کنترل آن مانند اعتماد به نفس، خلاقیت و همدلی با دیگران، مشکل داشتند، فروشی تقریبا معادل ۵۴۰۰۰ دلار کسب کردند. زیاد بد به نظر نمی‌رسد اما واقعیت این است که کارشناسان فروش با هوش‌ هیجانی بالاتر، فروشی بالغ بر ۱۱۴۰۰۰ دلار داشته‌اند که اصلا با رقم قبلی قابل قیاس نیست.
    •     بر اساس تحقیقاتی در دانشگاه کارنگی (Carnegie)، بیش از ۸۵ درصد موفقیت هر فرد وابسته به هوش‌ هیجانی وی و مهارت‌های او در زمینه‌ی «مهندسی‌ انسانی» است. مهندسی انسانی، به معنای نوع شخصیت و توانایی ارتباط برقرار کردن با دیگران، توان مذاکره و رهبری است. برخلاف تصور عموم توانایی فنی و ضریب هوشی تنها ۱۵ درصد در موفقیت نقش دارد. دنیل کانمن (Daniel Kahneman)، برنده جایزه نوبل معتقد است افرادی که از هوش هیجانی بالاتری برخوردارند و می‌توانند اعتماد سایرین را بهتر جلب کنند، در فروش و کسب‌وکار موفق‌ترند؛ حتی اگر محصول یا خدمات‌شان در مقایسه با دیگران کیفیت کمتری داشته باشد.
    •     ضریب هوشی به تنهایی کافی نیست. تلفیق آن با هوش‌ هیجانی می‌تواند شما را موفق‌تر و قوی‌تر کند. در واقع، روان‌شناسان می‌گویند سهم ضریب‌ هوشی در موفقیت ۱۰ درصد یا در بهترین حالت ۲۵ درصد است و مابقی اختصاص به هوش‌ هیجانی دارد.

    در دنیای امروز با پیشرفت و توسعه‌ی علوم مختلف به ویژه روان‌شناسی، برای حکم دادن و قضاوت کردن درباره‌ی هوش انسان‌ها نیاز به تعمق و تفکر بیشتر داریم. باید کلیشه‌های رایج در زمینه‌ی هوش را کنار گذاشت. اهمیت صرف به علومی که مرتبط با ریاضیات هستند و فراموش کردن جنبه‌های متنوع روح و روان انسان‌ها بسیار نادرست است. باید پذیرفت که هوش‌ هیجانی خیلی مهم و در برخی موارد حتی مهم‌تر از ضریب‌ هوشی در موفقیت و کامیابی است. پس این بار که خواستید در مدح یا ذم کسی از عبارات معروف ابتدای متن استفاده کنید، حتما هوش‌ هیجانی را هم لحاظ بفرمایید. مثلا به جای اینکه بگویید «فلانی آی‌کیوش در حد تیم ملیه» می‌توانید بگویید «بابا ای‌کیوت هم که مثه آی‌کیوت ترکونده». شاید کمی سخت به نظر می‌رسد، اما نگران نباشید عادت می‌کنید!

    آخرین ویرایش: یکشنبه 28 آبان 1396 09:49 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • علی ع یکشنبه 28 آبان 1396 09:48 ب.ظ نظرات ()
    کارهایی که مانع میلیونر شدن شما می شوند

    کسب اولین ۱۰۰ میلیون در زندگی می تواند احساس بسیار خوشایندی برای همه باشد.

    من در سه برهه‌ی مجزا از زندگی‌ام میلیونر بوده‌ام. اولین باری که ۱۰۰ میلیون در حساب بانکی‌ام دیدم، نزدیک بود بیهوش شوم. اگرچه می‌دانستم در حسابم باقی نخواهد ماند، اما باز هم من را شگفت‌زده می‌کرد.

    میلیونر شدن آن‌قدرها هم که فکر می‌کنید دور از دسترس نیست. میلیونر شدن با تعهد، صبوری و تمرکز کاملا دست یافتنی است. اگر من می‌توانم این کار را بکنم، هر کسی می‌تواند.

    سخت ترین قسمت کار؟ راستش را بخواهید، همان رسیدن به اولین ۱۰۰ میلیون. بعد از آن، هر چیز دیگری سر جای خود قرار می‌گیرد. اما چرا رسیدن به آن صد میلیون اول انقدر سخت است؟ من فهمیدم که بیش‌تر آدم‌ها تقریبا به آن نزدیک‌اند اما با ذهنیت‌های زیر خودشان را پس می‌کشند:

    ۱. فکر کردن به روش غلط
    همان‌طور که ناپلئون هیل در ۱۹۳۷ در کتاب برجسته‌اش به نام فکر کن و ثروتمند شو کشف کرد، اشخاص ثروتمند متفاوت از اشخاص متوسط فکر می‌کنند. استیو سیبولد، میلیونر خودساخته، پس از مصاحبه با ۱،۲۰۰ نفر از ثروتمندترین افراد دنیا با یافته‌های هیل موافق است. آن‌ها شامل موارد زیر هستند:

    •     معتقدند فقر ریشه‌ی تمام بدی‌ها است.
    •     می‌دانند که خودخواهی می‌تواند یک حسن باشد.
    •     یک ذهنیت عملی دارند.
    •     دانش‌ خاصی را تحصیل می‌کنند.
    •     درباره‌ی آینده رویاپردازی می‌کنند.
    •     علائق‌شان را دنبال می‌کنند.
    •     از چالش‌ها لذت می‌برند.
    •     از پول افراد دیگر استفاده می‌کنند.
    •     روی کسب درآمد تمرکز می‌کنند، نه پس‌انداز کردن.
    •     می‌دانند چه زمانی خطر کنند.

    خلاصه، اگر می‌خواهید در راه کسب اولین ۱۰۰ میلیون موفق شوید طرز فکرتان را درباره‌ی پول و موفقیت تغییر دهید.
    ۲. نگرانی بیش از حد درباره‌ی کمال
    این یکی از مهم ترین و باارزش‌ترین درس‌هایی است که در زندگی‌ام آموخته‌ام هیچ چیزی کامل نیست. هرچه زودتر این واقعیت را بپذیرید، زودتر به جای درجا زدن به جلو حرکت خواهید کرد.
    اگر در حال شروع یک کسب و کار هستید، هرچه زمان بیش‌تری را صرف به کمال رساندن محصول یا خدمات‌تان کنید، رقبایتان زمان بیش‌تری برای بهره بردن از بازار و جذب مشتریان بالقوه خواهند داشت. برای تجربه کردن تعلل نکنید. هرچه سریع‌تر خود را به بازار برسانید. مشکلات را می‌توان بعدا و وقتی که دارید سود کسب می‌کنید، برطرف سازید.
    ۳. خرج کردن تمام چیزی که به دست می‌آورید
    همین الان یک چک قلنبه‌ی ۸ رقمی دریافت کرده‌اید. وسوسه کننده است که بروید بیرون و یک اتومبیل لوکس بخرید. نکته آن است که آدم‌های ثروتمند به جای خرج کردن همه‌ی چیزی که به دست آورده‌اند، می‌دانند چطور دخل و خرج‌شان را مدیریت کنند. آدم‌های ثروتمند زیادی مانند وارن بافت، در خانه‌های ساده زندگی می‌کنند و سوار اتومبیل‌های معمولی می‌شوند.
    ۴. داشتن انتظارات غیرواقع‌بینانه مانعی برای کسب اولین ۱۰۰ میلیون شما است.
    در حالی که ثروتمندان مطمئنا رویاهای بزرگی در سر دارند، اما انتظارات واقع‌بینانه‌ای هم دارند. آن‌ها به خوبی می‌دانند که قرار نیست یک شبه میلیونر شوند. رسیدن به اهداف‌شان مستلزم مقدار زیادی کار سخت و صبوری بسیار است.
    همان‌طور که هر دونده ی مارتن به شما خواهد گفت، بدون تمرین و آماده‌سازی مناسب نمی‌توان انتظار داشت ۲۶ مایل را بدوید. پیشرفتی که داشته‌اید و جایگاه پیش روی خود را مرور کنید.
    ۵. دنبال کردن کورکورانه‌ی دیگران هم یک مانع برای کسب اولین ۱۰۰ میلیون است.
    پیدا کردن یک راهنما یا مطالعه‌ی سخنان خردمندانه‌ی دیگرانی که ثروتمند شده‌اند می‌تواند به طرز خارق‌العاده‌ای مفید باشد. نکته آن است که آن چه برای آن‌ها جواب داده است ممکن است برای شما جواب ندهد. برای مثال ممکن است امروزه راه‌اندازی شرکتی مثل اپل یا مایکروسافت جواب ندهد. پس، دنبال کردن گام‌به‌گام چگونگی موفقیت جابز و گیتس، به خدمات پاکیزگی اشتراک‌محور شما کمکی نخواهد کرد.
    آن‌چه برای شما و کسب و کارتان مناسب است درک کنید و بفهمید که چگونه می‌توانید در ان صنعت موفق شوید.
    ۶. برنامه‌ریزی نکردن برای طولانی‌مدت
    ثروتمندان در نگاه رو به جلو و برنامه‌ریزی برای آینده بسیار خبره هستند. آن‌ها به خوبی از جایگاهی که می‌خواهند برسند و آن چه برای رسیدن به موفقیت باید بپردازند، آگاه هستند. این امر به آن‌ها اجاز می‌دهد هر مانعی را پیش‌بینی کنند و برای مقابله با آن چالش‌ها برنامه‌هایی داشته باشند.
    اگر در حال آغاز یک سرمایه‌گذاری کسب و کاری جدید هستید، باید برنامه‌ی طولانی‌مدتی داشته باشید که به چگونگی جذب و حفظ مشتری و ارباب رجوع پرداخته باشد و مشخص کند چگونه از رقبایتان متمایز هستید.
    ۷. وقت گذراندن با آدم‌های اشتباه
    پولدارها وقت‌شان را با معاشرت با افراد نامناسب به هدر نمی‌دهند. من از منفی‌باف‌ها و آدم‌های منفی صحبت می‌کنم که دائما به شما می‌گویند نمی‌توانید به رویایتان برسید یا آدم‌هایی که از شما به نفع خود سوءاستفاده می‌کنند. ثروتمندان به جای این کار، وقت‌شان را با آدم‌های هم‌فکری سپری می‌کنند که می‌اندیشند آینده‌شان قرار است چقدر فوق‌العاده باشد و برای آن انگیزه و اشتیاق دارند. آن‌ها همیشه در حال ساخت برند خودشان هستند.
    ۸. به تنهایی انجام دادن همه‌ی کارها
    علیرغم داشتن چندین عنوان و همه‌فن حریف بودن، غیرممکن است بتوانید همه چیز را خودتان انجام دهید. فرض کنیم تازه یک استارتاپ راه‌اندازی کرده اید. باید فرد بااستعدادی استخدام کنید که قدرت‌تان را بالا ببرد و بار نقاط ضعف‌تان را به دوش بکشد.
    بیاموزید چطور برون‌سپاری کنید و وظایفی را که با آن‌ها آشنا نیستید یا در ان‌ها قوی نیستید، به دیگران محول کنید. این رازی است که کارآفرنان به ندرت به شما می گویند، اما برای رشد کسب و کارتان ضروری است.
    ۹. قرار نداشتن در مکان و زمان درست
    چه سرمایه‌گذاری باشد و چه شروع یک کسب وکار، زمان‌بندی و مکان بسیار مهم است.
    برای مثال رایان گریوز را در نظر بگیرید. او در ۲۰۱۰ به سادگی به تراویس کالانیک توئیت کرد ” من را استخدام کنید J ". گریوز تبدیل به اولین کارمند، و سپس رئیس عملیات‌های جهانی اوبر شد. برآورد می‌شود ۱.۴ میلیارد دلار سرمایه‌گذاری داشته باشد.
    به جای رویاپردازی، فرصت‌هایی را بقاپید که درست پیش چشمان‌تان هستند.
    ۱۰. باور نداشتن به خود
    بزرگ‌ترین چیزی که شما را از رسیدن به موفقیت باز می‌دارد چیست؟ احتمالا این حقیقت است که شما به خودتان باور ندارید. به جای دوباره فکر کردن درباره‌ی هر حرکتی که می‌کنید، به قلب‌تان اعتماد کنید و به جای منتظر ماندن برای نگرش‌های اطرافیان، از روی غریزه‌تان عمل کنید.
    همان طور که دیل کارنگی زمانی گفت ” رکود ترس و تردید به بار می‌آورد. عمل اعتماد به نفس و شجاعت می افریند. اگر می‌خواهید بر ترس غلبه کنید، توی خانه ننشینید و به آن فکر کنید. بروید بیرون و مشغول شوید.”

    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • علی ع یکشنبه 28 آبان 1396 09:47 ب.ظ نظرات ()

    چگونه میلیاردر شویم؟ آیا میشود میلیاردر شویم؟ چگونه می توانیم با۷ راهکارهای اساسی زیر پول پارو کنیم؟ درجهان جای دی راکفلر در سال ۱۹۱۶ ، پدر صنعت نفر به عنوان اولین میلیادر تبدیل شد .

    در سال ۲۰۱۵ تقریبا یک قرن بعد مطابق با گزارش فوربز در سراسر جهان ۵۳۶ میلیاردر از مجموع ۱۸۲۶ میلیاردر ، آمریکایی بودند.

    راهکار هایی برای میلیاردر شدن

    ما در ادامه می خواهیم به شما بگوییم که چگونه می توانید با راهکارهای میلیاردر شوید . اگر کنجکاو هستید بدانید با ادامه این مطلب با ما همراه باشید.

    شناخت افرادی که دارای ثروت زیاد هستند از افرادی که میلیاردر محسوب می شود کار دشواری است زیرا وقتی صحبت از دارای و ثروت شود این افراد محتاط می شوند . عده ای هستند که زیاد بودن ثروت برای آنها هدف اصلی محسوب نمی شود ، بلکه تنها به عنوان یک محصول جانبی فعالیت‌های کسب‌وکارشان بشمار می آید .
    دونالد ترامپ به عنوان غول املاک و مستغلات بشمار می رفت در سال ۲۰۱۵ در میان میلیاردرهای فوربز مقام ۴۰۵ را داشته است و البته این اواخر مردم در تمامی جهان یا تصمیم های و چهره ایشان به خوبی آشنا شده اند ، ترامپ در کتاب خودش با عنوان Trump: The Art of the Deal گفته است که پول هیچ گاه برایش یه انگیزه بزرگ نبوده است و تنها به عنوان راه بوده که برای محاسبه امتیازش به شمار رفته است . او همواره می گوید : (( هیجان واقعی ، در خود بازی است )) .
    در سال ۱۹۱۶ بر اساس مدارکی در اداره آمار ایالات متحده در میان حدود ۱۰۲ میلیون نفر جمعیت ایالات متحده، تنها میلیاردر راکفلر بوده است . این کشور امروزه دارای ۳۲۰ میلیون نفر جمعیت می باشد که به ازای هر ۶۰۰ هزار نفر، یک میلیاردر داشته است . اگر فرض کنید که میزان میلیاردرهای آمریکایی با سرعت ۶٫۴۹ درصد بصورت سالانه در حال زیاد شدن است می توان گفت تا سال ۲۰۵۰ میلادی تعداد میلیادرهای آمریکایی به بیشتر از ۴۸۰۰ میلیاردر خواهد رسید . به عبارت دیگر می توان گفت که به ازای هر ۹۱ هزار نفر، یک میلیاردر؛ که این میزان هم برای کل ایالات متحده در آن سال با توجه به پیش بینی مجموع جمعیت ۴۳۹ میلیون نفری است .
    اگر دوست دارید در ایالات متحده ، میلیادر باشید مثل گذشته همچنان دور از ذهن نخواهد بود هرکسی می تواند به رویای های خود برسد اگر دوست دارید راهکارهای در این رابطه بدانید با ادامه این مطلب توجه کنید .
    میلیاردر به چه کسی گفته می شود ؟
     

     چگونه میلیاردر شویم؟

     در تعریفی ساده می توان گفت که میلیادر شخصی است که ثروتی در حد ۱ میلیادر یا بیشتر داشته است . به بیانی دیگر اگر تمام دارایی های خود را بفروشید ، و تمام بدهی خود را بدهید و بعد از آن حداقل ۱ میلیارد در حسابی بانکی خود داشته باشید می توان گفت شما یک انسان میلیادر هستید . اگر شما یک میلیارد دارای داشته باشید ولی ۵۰۰ میلیون بدهی داشته باشید نمی توان گفت شما یک میلیادر هستید . اما با این وجود اگر این دارایی را داشته باشید دیگر نباید به دوران بازنشستگی خود فکر کنید .
    شاید درک میزان یک میلیارد برای همه ی اعداد بزرگ دشوار باشد . اگر بخواهید می توانید از این حجم پول درک بهتری پیدا کنید .
    مثلا در یک هفته ۳ نفر باید ۴۰ ساعت آن هم یک عمر کار کنند تا با سرعت یک اسکناس یک دلاری در هر ثانیه بتوانند ۱ میلیارد دلار را بشمارند . در صورتی که این ۳ نفر را بتوانید در سن ۲۱ سالگی استخدام کنید می توانید این کار را در ۴۴ سال به اتمام رسیده باشید البته با فرض اینکه هر روز هشت ساعت کار کنند و یک روز را هم مرخصی نگرفته باشند .البته این میزان اسکناس های ۱ دلاری شمارش شده ، می توانند به اندازه یک زمین فوتبال به ارتفاع ۲٫۵ متر و وزن بیش از ۱۱۰۰ تُن را اشغال کنند .
    اما می توانیم بگوییم با یک میلیارد دلار می توانیم معادل موارد زیر را بخریم :
    • ۱٫۵۳ میلیون بلیت سالانه به هر پارک بازی دیزنی، یا یک بلیت برای هر مرد، زن و کودکی که در فیلادلفیا، پنسیلوانیا زندگی می‌کنند.
    • ۲۱۹۰۰ خودروی سواری لوکس کادیلاک CTS بگونه ای که قادر باشید در زمان ۶۰ سال، هر روز یک خودروی لوکس متفاوت سوار شوید. در صورتی که به فکر صرفه جویی نیز باشید می توانید ، خودتان و همسرتان هر کدام، در زمان ۶۰ سال یک هوندا سیویک جدید را روزانه بخرید!
    • بیشتر از ۹۵ میلیون پیتزای مخصوص بزرگ یا ۱۶۷ میلیون برگر ذغالی، به همراه سیب‌زمینی سرخ‌کرده و نوشابه‌ی رژیمی.
    • برای سفری ۱۲۱ روزه ۵۰هزار کرایه دور دنیا روی کشتیِ ملکه الیزابت. در اصل ،میزان یک میلیارد دلار به شما و ۴۱۵ نفر از دوستان و اقوام‌تان اجازه خواهد داد ، شما قادر خواهید بود به میزان ۴۰ سال در این کشتی زندگی نمایید و در صورتی که دوست دارید، مدام از این بندر به بندر دیگری سفر کنید .
     

     چگونه میلیاردر شویم؟

    برخی از افراد می بینید که میلیاردر هستند و روزانه برای خود بسیار خرج می کند ،این افراد غرق ثروت خود شده اند و از کشتی تفریحی و اتومبیل های آخرین مدل و جت های خصوصی خود لذت میبرند و این افراد در قصر های زیبا در سراسر جهان زندگی می کنند و لذت میبرند اما در مقابل عده ای هستند که به طرز عجیبی صرفه جویی را پیش گرفته اند . در فهرست فوربز سومین نفر وارن بافت می باشد او هم اکنون در خانه ای در حال زندگی است که به قیمت کمی در اوماهای نبراسکا بیش از ۳۰۰ هزار دلار خریداری شده بود . طی محاسبه ای که دیوید گرین مؤسس و مدیر عامل هابی لابی با فوربز ، گفته اند که هواپیمای خصوصی نخریده است زیرا از پروازهای ارزان قیمت لذت میبرد .
    ویژگی‌ها و تجارب مشترک میلیاردرها
    شاید جالب باشد بدانید که میلیاردرها انسان های خاص و منحصر به فردی می باشند ولی بررسی ها نشان داده است که تجربیات مشترکی نیز با یکدیگر داشته اند در ادامه به برخی از این ویژگی ها اشاره شده است :
    ۱. برای آنکه میلیاردر شوید زمان زیادی لازم است .
    بصورت میانگین افرادی که در فوربز میلیاردر هستند ۶۳ سال داشته اند و این افراد بیش از ۹۰ درصدشان بالای ۴۵ سال سن داشته اند . این قانون برای همه وجود ندارد بلکه استثناهای نیز در آن پیدا می شود چرا که امروزه محصولات و خدمات جدیدی به دنیای پیشرفته فناوری پیوسته است که جوان ترها می تواند به این فهرست اضافه شوند . ایوان اشپیگل (شماره‌ی ۱۲۵۰ در فهرست) در سن ۲۵ سالگی و بابی مورفی (شماره‌ی ۱۲۵۰ در فهرست) در سن ۲۶ سالگی، اپ موبایل اسنپ‌چت را بنیان‌گذاری کرده اند .
    در فوریه‌ی ۲۰۱۵ طبق گزارش سی‌ان‌ان، پیشنهاداتی تا سقف ۱۹ میلیارد دلار برای این اپ دریافت کردند. ترانوس را در واقع الیزابت هولمز (شماره‌ی ۳۶۰) در سن ۳۱ سالگی بنیان گذاشت ؛ که در سال ۲۰۱۴ میلادی ۹ میلیارد دلار این شرکت در آمد داشته است در واقع این یک شرکت آزمایش خونی می باشد . . مارک زاکربرگ (شماره‌ی ۱۶) را شاید دیگر همه ی شما بشناسید ، او توانسته بود در ۳۲ سالگی ثروتی زیادتر از ۳۰ میلیارد دلار در قالب سهام فیس‌بوک را داشته باشد .
    ۲. تحصیلات برای این هدف مهم است، در صورتی که ضروری نمی باشد
    اگر به میلیاردرهای فهرست فوربز توجه کنیم می بینیم که حدود دوسومِ میلیاردرهای آن را فارغ‌التحصیلان دانشگاهی تشکیل داده اند ، بالاترین درصدی مدرکشان مهندسی می باشد و مدرک بازرگانی توانسته است جایگاه دوم را به خود اختصاص دهد . در ایالات متحده، از میان ۴۰۰ میلیاردر برتر ۲۱ نفر دکترا و ۲۹ نفر مدارک کارشناسی ارشد داشته اند . اما طی آمارهای که گرفته شده است نشان داده شده که بیشتر از ۳۰ درصد از ثروتمندترین‌های فهرست فوربز، دارای مدرک دانشگاهی نیستند . بیل گیتس ( شماره یک در این فهرست ) و و مارک زاکربرگ، جز دسته از افرادی هستند که از دانشگاه هاروارد خارج شدند و تحصیل را رها کردند . مایکل دل (شرکت دل، دانشگاه تگزاس در آستین)، استیو جابز (اپل، کالج رید)، و لری الیسون (شرکت اوراکل، دانشگاه شیکاگو) جز دسته از افرادی هستند که نتوانسته اند تحصیلات خود را به اتمام برساند و به موفقیت در این حیطه نرسیده اند .
     

     چگونه میلیاردر شویم؟

    ۳. داشتن خانواده ی پولدار مهم است ؛ اما کافی نیست

    اگر بخواهیم به صورت واضح بگوییم باید این گونه گفت که ۶۰درصد افراد در این فهرست ، افرادی هستند که خودشان توانسته اند برای خود ثروت جم کنند . می توانیم از این افراد به گیتس، بافت و الیسون اشاره کنیم که از دسته افرادی بودند که خانواده ای متوسط در سطح جامعه داشتند. این افراد تنها حدود یک‌چهارم ثروت خانوادگی را به ارث بردند که البته توانسته بودند این میزان را زیادتر کنند ؛ می توانیم به کارلوس اسلیم )شماره‌ی ۲۲) اشاره کنیم که به نام «وارن بافت مکزیک» شناخته شده بود . برادران کوک (شماره‌ی ۶)، اعضای خانواده‌ی مارس (شماره‌ی ۲۲) و ابیگیل جانسون (شماره‌ی ۸۵۵) را نیز می توانیم از این دسته افراد بدانیم . از این میان حدود ۱۵ درصد میلیاردرها را نیز می توانیم بگوییم که فقط از ارثی که به آنها رسیده است توانسته اند به ثروت برسند ؛ برای مثال در فهرست فوربز ورثه‌ی سام والتون که در جایگاه شماره‌ی ۶ قرار داشته اند عبارت اند از : کریستی، الیس، جیم، رابسون والتون، نانسی والتون لوری و ان والتون کریونکه.
    ۴. ازدواج برای میلیاردرها، ترکیبی است از همه چیز
    بصورت تقریبی حدود دو سوم افراد که در فهرست فوربز زندگی می کنند متاهل بوده اند و برخی از آنها هم جز افرادی هستند که چندین بار ازدواج کرده اند مانند لری الیسون که چهار بار، و رونالد پرلمن پنج بار است . باید بگوییم که زندگی با افرادی که ثروت زیادی دارند یا میلیاردر هستند کاره راحتی نیست . جاستین ماسک، همسر سابق ایلان ماسک )شماره‌ی ۱۰۰۰ فهرست) در واقع کسانی که به موفقیت های ویژه و خاصی می رسند ( مثل همسر سابقش ) را گونه ای توصیف می کنند که عجیب و غریب و ناجور است . او همواره می گوید که : آنها آدم‌های ناراحتی هستند ، دیگران را تحقیر می‌کنند و موجب دردسر می شوند ، مداوم در حال دعوا و بحث هستند و دیگران را نیز عصبانی می کنند آنها دارای نارساخوانی،اوتیسم و اختلال کم‌توجهی هستند . در صورتی که اگر به زندگی بیل گیتس توجه کنید می بینید که او حدود ۲۱ سال است که به زندگی مشترک خود ادامه میدهد و همچنین در ادامه می توانیم به جف بزوس مؤسس آمازون (شماره‌ی ۱۵) و مایکل دل (شماره ۴۷) اشاره کنیم که هر کدام بیش از ۲۰سال متاهل بوده اند . فیل نایتِ شرکت نایک (شماره‌ی ۳۵) بیش از ۵۰ سال و اریک اشمیتِ گوگل (شماره‌ی ۱۳۷) بیش از ۳۰ سال متاهل بوده اند .
     

     چگونه میلیاردر شویم؟

    ۵. مشاغل قسمت فناوری، امور مالی یا املاک و مستغلات نیز می توانند سود فراوانی را داشته باشند .

    توسعه‌ی تکنولوژی و حرکت در جهت جریان از طریق عرضه‌ی عمومی شرکتی توانسته است به عنوان منبع ثروت برای بسیاری از میلیاردر ها بوده است . مثلا به گوگل (لری پیج، سرگئی برین و اریک اشمیت)، آمازون (بزوس) و فیس‌بوک (زاکربرگ) مایکروسافت (گیتس، پل آلن و استیو بالمر)، می توانیم اشاره کنیم که از جمله شرکت های هستند که توانسته اند با استفاده از فناوری های جدید به این درجه برسند . دیگر میلیاردرها نیز توانسته اند به صورت مستقیم در بازار مالی مشارکت داشته باشند و همچنین از سرمایه گذاران بزرگی برای رسیدن به اهداف فوق العاده خود استفاده کنند . شاید بتوانیم بگوییم که معروف‌ترین سرمایه‌گذار وال استریت ، وارن بافت باشد در صورتی که برخی از مدیران صندوق‌های تأمینی مثل جرج سوروس (شماره‌ی ۲۹)، ری دالیو (شماره‌ی ۶۰) و جیمز سیمونز (شماره‌ی ۶۷) کارگزاران در واقع ۲۰ درصد از میلیاردهای می باشند که وال استریت را خانه‌ی خود دانسته اند . دسته سوم در واقع ابرقدرت های هستند که در حیطه‌ی املاک و مستغلات فعالیت داشته اند . این افراد در واقع ثروت خودشان را توسعه املاک و مالکیت بدست آورده اند ولی در واقع این چیزی است که بسیاری آن را سیستم اهرم کلاسیک پیش‌پرداخت حداقلی و وام کلان دانسته اند . از این گروه می توانیم به جف ساتن (شماره‌ی ۵۵۷) و دیوید والنتاس (شماره‌ی ۱۰۵۴) ، دونالد برن (شماره‌ی ۶۴)، دونالد ترامپ (شماره‌ی ۴۰۵) اشاره کنیم .
    چگونه میلیاردر شویم ؟ آیا می شود میلیاردر شد ؟
    اگر می خواهید به جایگاه میلیاردری برسید باید بدانید کار سخت یا به اراده مربوط نمیشود ، این ها جز مواردی هستند که مهم و لازم است ولی در واقع تنها این موارد کافی نمی باشد . به گفته جاستین ماسک : افرادی هستند که به شدت در طول روز کار می کنند اما این افراد در شرایط بد یا محیط نامناسب یا بدشناسی ها که دارند و عوامل دیگری که شاید هیچ گاه خودشان مقصرش نیستند ، موجب می شود تا فقط زنده بمانند . بدانید که عزم و کار سخت برای رسیدن به میلیاردری ضروری است و باید حتما آن را رعایت کرد .
    افراد ثروت مند زیادی را خواهید دید که بیشتر هم خودشان ثروتشان را بدست آورده اند و موافق با نظرات خانم ماسک درباره‌ی کار سخت می باشند ، در صورتی که پیشنهاد می کنند کارهای زیر را همه میلیاردرهای مشتاق انجام بدهند : این کارها در ادامه برای شما توضیح داده شده است .
    ۱. به صدای درون خود گوش بدهید
    سعی کنید برای خودتان چیز جدیدی را پیدا کنید . همواره بر روی کشفیات دیگران تمرکز نکنید و سعی نکنید آنها را برای خود کپی کنید . همیشه بر روی چیزی تلاش و تمرکز کنید که جهان به آن نیاز دارد و آن را می خواهد .
    به مثال زیر توجه کنید . در سال ۲۰۰۸ مطابق با گزارش فوربز، مرد جوانی بود که همواره سعی می کرد تا تاکسی را پیدا کند و در نهایت هم موفق نشد که به هدف خود برسد ، مدتی بعد او اقدام به تاسیس اوبر کرد . بعد اپ موبایلی را گسترش داد که توانسته بود مسافران شهری را به رانندگان تاکسی اقتصادی اشتراک گذاری متصل نماید . در سال ۲۰۱۰ بود که این اپ در سان‌فرانسیسکو راه‌اندازی شد و هم اکنون این اپ در سراسر جهان در بسیاری از کشورهای متفاوت قابل دسترس عموم می باشد .
    تراویس کالانیک و گرت کمپ یعنی دو بنیانگذار اوبر، جایگاه ۲۸۳ را در فهرست فوربز توانسته بودند به نام خود کنند ، هر یک دارای ارزش خالص تقریبی ۵٫۳ میلیارد دلار می باشد .
    به نقل از فوربز در سال ۲۰۰۷ دو دانشجوی ام‌آی‌تی ، درو هیوستون و آرش فردوسی سرویس میزبانی از فایلی بنیان گذاشتند، دلیل این کار این بود که همیشه فلش درایوهای خود را فراموش می نمودند . سرویس آنها با نام دراپ‌باکس بود که همواره توانسته بود امن تر باشد و اشتراک گذاری را راحت تر کند .
    دراپ‌باکس در واقع یک شرکت خصوصی می باشد که چیزی حدود بیشتر از ۱۰ میلیارد دلار داشته است . مدیر عامل این شرکت درو هیوستون (شماره‌ی ۱۵۳۳) ، خود با توجه به ارزش خالصی که از دارای های اون بیان شده ۱٫۲۱ میلیارد دلار می باشد . سعی کنید همیشه به دنبال ایده های باشید که مخاطبان را جذب کند و شما را همواره وادار کند که در شرایط سخت نیز کار کنید و پیشروی کنید .
    ۲. رؤیاهای بزرگ داشته باشید
    آیا می توانید چیزی را به جهان بدهید که خاص و مفید باشد و بتواند موجب کسب و کار تازه ی شود یا تغییری در زندگی ایجاد کند . اگر دقت کنید متوجه می شوید که هیچ کدام از میلیاردر ها برای رسیدن به یک موفقیت متوسط شرکت خود را راه اندازی نکرده اند .
    بیل گیتس در سن ۱۹ سالگی، جز اولین کسانی بود که به این موضوع پی برد که اگر توانایی کار با کامپیوتر را راحت تر کند که همه افراد بتوانند به راحتی از آن استفاده کنند جز دستگاههای می شود که می توانند در کسب‌وکار، آموزش، ارتباطات و سرگرمی انقلابی به پا کند .
    با این دید توانست مایکروسافت را تاسیس کند . جف بزوس، بنیانگذار آمازون، هم توانست آینده را پیش بینی نماید که در آن خرده فروشان به صورت مجازی با انتخاب های بیشتر ، هزینه های پایین و خدمات مشتری بیشتری جایگزین خوبی برای عملیات های واقعی باشد . در واقع میلیاردرها در تشخیص آن تصمیم های که می توانند عملیش کنند ماهر هستند و می توانند آن را به واقعیت تبدیل نمایند .
    ۳. به موفقیت باید تعهد داشت .
    اگر می خواهید کاری را شروع کنید باید به آن علاقه داشته باشید و کارتان شور و شعف داشته باشید . در اوایل دهه ی سوم از زندگی مارک کیوبن (شماره‌ی ۶۰۳) و بعد از فروش شرکتش به یاهو توانست میلیاردر باشد او همواره توصیه می کنند که شرکتی را تاسیس نکنید ، اگر هم قصدش را دارید باید به آن کار بیش از اندازه علاقه داشته باشید و با تمام وجود کارتان را دوست داشته باشید .در صورتی که استراتژی خروج دارید، این شور و شعف نمی باشد . کیوبن از وقتی که بر روی ایده و راه اندازی شرکتش کار می کرد ، نمی توانست با دوستان خودش رابطه خوبی برقرار کند ، او هفت سال بدون اینکه تعطیلی داشته باشد کار کرد ، او طی این مدت حتی نتوانست که کتابی بخواند که از حوزه کاریش دور باشد . او می گویند : کاملا متمرکز بودم .
    بیل گیتس نیز از جمله اشخاصی بود که در طول دهه سوم زندگی خود ، زمانی که مایکروسافت را بنا می کرد هرگز حتی یک روز هم به مرخصی نرفت . مارک زاکربرگ کارآفرینان را به حرکت سریع‌تر و «شکستن روش‌های سنتی کسب‌وکار» تشویق می‌کند.
    ۴. از شکست نترسید
    از جمله افرادی باشید که از شکست ترسی نداشته باشید هر چیزی ممکن است با مشکل و اشتباه روبرو باشد حتی شکست های تحقیر آمیز نیز ممکن است رخ بدهد .
    به عنوان مثال اولین فروشگاه سام والتون در آرکانزاس ورشکسته شد. پلت‌فرم نیوتون شرکت اپل شکست بزرگی بود اما این شکست توانسته بود برای این شرکت تجربیات زیادی داشته باشد که در نهایت موجب شد تا تولید آی‌پد و آی‌فون صورت بگیرد . همچنین کامپیوتر لیزای اپل هم شکست بزرگی بود که جابز موقعیت خود را در این شرکت از دست داده است .
    جیمز دایسون (شماره‌ی ۳۱۸)، شخصی انگلیسی بود که جاروبرقی دایسون را اختراع کرد ، در طول ۱۵ سال، ۵۱۲۷ نمونه‌ی اولیه را ساخت تا در نتیجه بتواند محصولی را ارائه دهد که به بازار معرفی کند . کارلوس اسلیم معتقد است که بزرگترین فرصت‌ها در وضعیتی پدید می آید که دیگران از شکست می‌ترسند. او می‌گوید: زمانی که یک بحرانی پدید می‌آید، همه به دنبال خروج از آن می باشند و که ما دوست داریم وارد شویم.
    ۵. به جزئیات توجه کنید
    بنیانگذار شرکت تایر و لاستیک فایرستون می گوید که موفقیت را می توانیم مجموعه از جزئیات بدانیم .
    استیو جابز هم‌بنیانگذار اپل و رؤیاگرای مشهور به علت توجهش به جزئیات شهره بوده است .همکارانش در این رابطه می گویند هیچ جزیئاتی کوچک نبوده است که آن را نادیده گرفته باشد . مطابق با گزارش ان‌پی‌آر، در یک روز صبح زمانی که همه جا تعطیل بوده است با مدیر اجرای گوگل تماسی گرفته است و گفته است که از رنگ لوگوی گوگل روی صفحه‌ی نمایش آی‌فون ناراضی میباشد . در اقدامات اولیه ، شرکت ها به دلیل اینکه جزیئات را نادیده می گیرند به احتمال زیاد شکست میخورند نه اینکه کار آفرین به آن تصویر بزرگی که در مقابلشان است بی توجهی می کنند .
    ۶. گروه قابل اعتمادی از مشاوران و شرکا ایجاد کنید
    شاید شما هم نتوانید شخصی را پیدا کنید که به تنهایی میلیاردر شده باشد پس نیاز دارید تا در راه با عده ای همراه باشید . همان گونه که بتمن، رابین را داشت، گیتس هم در زمان ساخت مایکروسافت، استیو بالمر را در کنار خود داشته است .
    «دو استیو» (جابز و وزنیاک) در اوایل با یکدیگر اپل را اداره می کردند . از سال ۱۹۷۵ وارن بافت با چارلی مانگر (شماره‌ی ۱۵۵۳ در فهرست) کار کرده است .
    شما می توانید از همراهی استفاده کنید که مورد اعتماد است و به عنوان کسی است که به انتشار عقاید شما خدمت می کند و زمانی که لازم است هیچ ترسی هم از انتقاد نداشته است . در صورتی که رئیس قطار باشید او برای اینکه اطمینان از نادیده گرفته شدن یا گم شدن موارد لازم به عنوان یک دیده بان عمل می کند و از شما محافطت می نماید و همچنین دارای تمرکز است .
    همیشه سعی کنید از افرادی که از شما باهوش تر هستند یا توانایی کار با وسایلی را دارند که شما فاقد آن توانایی هستید ، هراسی نداشته باشید و ترسی از این گونه افراد در خود جایی ندهید .
    ۷. مشتری را همیشه بخاطر داشته باشید
    همیشه برای خدمات و محصولات خود ، نو آوری اختراع و سرمایه گذاری به خرج بدهید همیشه رضایت مشتری را به عنوان یک هدف برای خودتان در نظر داشته باشید .
    در سال ۱۹۵۷۷ جی پل گتی که مجله‌ی فوربز او را ثروتمندترین آمریکایی نامید، بیان کرده است که : «شخصی که به ابزارهای انجام تمامی کارها یا تولید همه چیز به شکل ایده آل تر و بهتر، سریع‌تر یا اقتصادی‌تر دست پیدا کند ، آینده و ثروت خود را در دست خواهد داشت.
    جفری دورمن یکی از همکاران فوربز است که اشاره کرده است سال ۲۰۱۵ در واقع ۷۵ درصد از میلیاردرهای در جهان پول خود را به واسطه فروش چیزهایی که مشتریان می‌خواهند به دست آورده‌اند.
    او همچنین بیان کرده است که آنها موردهای بهتری به مشتری ها می دهند و در نتیجه برای مشتری ها برد – برد و میلیاردری را پدید خواهد آورد که محصول یا خدمت را ارائه داده است . بهتر است برای اینکار روی مهارت های که به جلب رضایت مشتری مرتبط است تمرکز کنید .
    صحبت نهایی
    همان گونه که می دانید رسیدن به موفقیت امکان پذیر است ولی باید به موارد زیر نیز دقت داشته باشید :
    – ثروت فوق العاده خود به صورت خودکار نمی توانند موجب شود تا خشنود و شاد باشید . راسل سیمونز، هم‌بنیانگذار برچسب موسیقیِ دف جم، که خودش هم تقریبا یک میلیاردر محسوب می شود می گوید اگر من ۱۵ میلیاردر را بشناسم باید بگویم که ۱۳ نفر از آنها افراد شادی نمی باشند . آن گونه که به نظر می آید بافت هم با آن موافق است که می گوید پول فقط می تواند صفات اولیه‌ی افراد را نشان بدهد و هرگز نمی تواند آنها را بازسازی کند . او در ادامه می گوید که در صورتی که قبل از رسیدن به پول بی اخلاق بوده اید هم اکنون هم بی اخلاق خواهید بود تنها فرق آن این است که یک میلیاردر پولدار نیز می باشید . افرادی که دوست دارند میلیاردر باشد اغلب آنها روابط و خانواده ای خود را فدای این هدف می کنند . جاستین ماسک ادعا می‌کند که موفقیت مفرط از شخصیت افراطی او ناشی می شود و شادی کمی با این مسئله فاصله داشته است .
    – طی آمارهای که گرفته شده است ممکن است ما را کمی گمراه کند این در صورتی است که نشان می دهد احتمال دارد تا سال ۲۰۵۰تبدیل شدن به یک میلیاردر (۱ نفر از هر ۹۱ هزار نفر) بیشتر از احتمال برنده شدن در لاتاری (۱ نفر از هر ۱۷۵۲۲۳۵۱۰ نفر)، یا رئیس جمهور ایالات متحده شدن (۱ نفر از هر ۱۰ میلیون نفر) یا اصابت رعد و برق (۱ نفر از هر ۷۰۰ هزار نفر) باشد، در صورتی که رسیدن به این سطح از دارایی بصورت مستقیم کمیت و کیفیتِ «ایده‌های خوبی» که اجرا کرده‌اید وابسته خواهد بود . اگر بخواهیم جور دیگری آن را بیان کنیم باید بگوییم که اگر میخواهید موفقیت دست پیدا کنید باید از الهام ، خود گذشتگی ، کار سخت و همچنین شانس خوب برخوردار باشید .

    آخرین ویرایش: یکشنبه 28 آبان 1396 09:53 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • علی ع یکشنبه 28 آبان 1396 09:43 ب.ظ نظرات ()

    ۳ اخلاق سمی که افراد موفق ازش اجتناب میکنند

    یکی از جمله های مورد علاقه ام از جیم ران هست که میگه : " شما میانگین ۵ نفری هستید که با انها بیشترین زمان رو میگذرونید" این جمله ، چشمان من رو بر روی واقعیت باز کرد که ما همون مردمی هستیم که باهاشون بیرون میریم.دوستانی  که بهشون تماس میگیریم ، تمام این افراد روی تصمیماتی که ما میگریم موثر هستند. و بنابراین موجب موفقیت ویا عدم موفقیت ما میشن.

    متاسفانه ، کسی ما رو برای بهتر شدن هول نمیده، بعضی از آدما متوقف میکنن مارو از طریق دنبال کردن آرزوهامون یا طوری صحبت میکنن که ما ریسک نکنیم و ما همیشه قادر به تشخیص اتفاقاتی که داره اطرافمون میوفته نیستیم. بنابریان این خیلی مهمه که از بعضی از آدما دوری کنید و آکاهانه انتخاب کنید که با چه کسانی وقت میگذرونید تا بتونید زمان وقت گذروندنتون رو با بعضی از افراد محدود کنید.مثل این چنج اخلاق شما باید ازشون دوری کنید وقتی که به دنبال محقق کردن اهدافتون هستید.

    ۱-شکایت کردن

    شکایت کننده ها ، ادمایی هستن که همیشه در مورد اینکه چقدر زندگیشون بده و یا  شغلشون ویا هر چیز دیگه ای شکایت میکنن.اونها به طور دائم به خاطر همه چیز ناله میکنن و اما هیچوقت کاری در مورد اونها انجام نمیدن.

    بودن در کنار افرادی که همیشه شکایت میکنن ، میتونه براتون عوارض بدی داشته باشه – ممکنه شما هم شروع به شکایت کردن بکنید و قبل از اینکه بفهمید موضوع از چه قراره بهش  عادت کنید و اون تفکرات منفی رو برای خودتون اتخاذ کنید.یادتون باشه ، بدبینی ، مسری است. پس با این وجود چه دلیلی بازم میتونه وجود داشته باشه که دفه ی بعدی کنار یه فردی که همیشه شکایت میکنه بنشینید.

    ۲- موکول کردن

    اینها مربوط به کسانی میشود که به سری از کارای خاصشون رو در زندگی به بعدا موکول میکنند و لازم نمیبینن که برای هر چیز، کاری کنن.و حس میکنن مردم اطرافشون همیشه برای چیزی بهشون مدیونن.اونها همچنین کسانی هستند که سعی میکنن باشما خارج از آنچه که آرزوهایتان است صحبت کنند.

    این طرز فکر میتونه برای کسانی که میخوان به موفقیت برسن ، کشنده باشه. این چینین چیزی میتونه ، انگیزه و اراده ی شما رو به راحتی بکشه.

    این رو بدون :  اگه میخوای زندگی خوبی داشته باشی ، باید این اخلاق رو در خودت ایجاد کنی.

    تو یا هر کس دیگه  نباید کارای الانتون  رو به هیچ زمان دیگه ای موکول کنید.

    ۳- شک و تردید

    شک و تردید میتونه باعث سقوط شما بشه—در حالی همون شرایط میتونستید به رویاهای بزرگتون گوش کنید. ولی شک و تردید باعث شد که شما به اون فکر نکنید و به نظرتون اون ایده ها اصلا خوب نباشن حتی امیدی هم که میتونستید داشته باشید رو ازتون میگیرن و هدفی که دارید رو به چشمتون چیز عجیب و غریبی جلوه میدن.

    به عنوان کسی که به دنبال آرزوهای خودش هست ، این مورد میتونه خیلی براتون دلسرد کننده باشه.بنابراین شناسایی افراد مردد در اطرافتون میتونه فوق العاده تاثیر گذار باشه در رسیدن شما به موفقیتتون.

    به همین ترتیب ، این فوق العاده مهمه که افراد حامی رو در اطرافتون حفظ کنید.افرادی که به شما هنگامی که روحتون کم میشه انگیزه و انرژی میدن تا دوباره با قدرت حرکت کنید و به راهتون ادامه بدید.

    بنابراین اطرافتون رو پر کنید از افرادی که شما رو برای دنبال کردن اهداف و رویاهاتون تشویق میکنن.در هر صورت بخش بزرگی از موفقیتتون به اون بستگی داره.

    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • علی ع یکشنبه 28 آبان 1396 09:42 ب.ظ نظرات ()

    ۱۰ عادتِ میلیونر های خود ساخته

    مقاله ی " عادات ثروتمندان " توسط آقای توماس کورلی ، بعد از حدود ۵ سال مطالعه روی بیش از ۱۷۷ میلونر خود ساخته ، آماده شده. اقای کورلی میگه ، " طبق تحقیقاتی که انجام دادم ،  عواملی که در زندگی باعث  موفقیت یا عدم موفقیت افراد میشه رو کشف کردم "  ، " عادت هات رو تغیر بده تا دنیات تغیر کنه " . " علت و معلول با عادت های شما ارتباط بسیار بسیار نزدیکی دارند. عادت ها در واقع ،  دلیل ثروت ، فقر ، خوشحالی،  غم ، استرس ، روابط خوب ، روابط بد ، سلامتی و بیماری " هستند.

    اینجا مهمترین عادات ثروتمندان اورده شده  که شما میتونید برای بالا بردن پتانسیل و ثروتمند شدن ازشون استفاده کنید.

    1. اونها همیشه کتاب میخونند

    ثروتمندان هر روز مطالعه میکنند ،  مطالعه شون برای سرگرمی نیست بلکه برای اینه که دانششون رو بالا ببرن یا اینکه سبک زندگیشون رو بهبود ببخشن. آقای کورلی به این نتیجه رسیدن که این افراد اکثرا وقتشون رو با ۴ نوع کتاب میگذرونن: کتاب های مربوط به دوران آموزشی ، زندگینامه افراد موفق ، توسعه ی شخصی و تاریخ است.

    ۸۸% از ثروتمندان روزانه ، ۳۰ دقیقه و یا بیشتر ، برای رشد شخصیشون کتاب میخونند در حالی که تنها ۲% فقیران این اندازه کتاب میخونند.

    ۶۳% از ثروتمندان در مسیر رسیدن به سرکار کتاب صوتی گوش میدهند در حالی که ۵% فقیران فقط اینکارو انحام میدن.

    ۲- اونا هر روز ورزش میکنن

    ریچارد برانسون میگه ، هر روز تمرین میکنه ، از یوگا گرفته تا سخره نوردی ، از دویدن گرفته تا وزنه برداری. در حقیقت برای بهبود  کارایی ذهن و بهروری. " تمرینات هوازی نه تنها برای بدن خوبه بلکه برای مغز هم عالیه.باعث رشد سلول مغزی میشه.ورزش کردن همچنین باعث افزایش  تولید گلوکز در خون میشه.به گفته ی آقای کورلی ، گلوکز ، سوخت مغز است.

    ۷۶% از ثروتمندان ورزش ایروبیک رو برای ۴ روز از هفته انجام میدن در حالی که ۲۳% از فقیران تنها این کارو انجام میدن.

    ۳- اونا از مردم سمی دوری میکنن

    " تو میانگین ، ۵ نفری هستی که با اونها زمان میگذرونی ."

    این موضع بسیار مهمه که از افراد منفی دوری کنین و تحت تاثیر افراد موفقی که میشناسین ، باشید." طبق نوشته ی آقای کورلی : " ثروتمندان همیشه در پی افرادی هدفگرا ، خوش بین و مشتاق هستند و همچنین کسانی که چشم انداز ذهنی مثبتی داشته باشن. "

    از بین ثروتمندان کسانی که واقعا افراد موفقی هستند ، ۸۶% از اونها با افراد موفق دیگه معاشرت دارن.

    ۹۸% از آدمایی که به وفقیت مالی رسیدن ، با افرادی که به موفقیت مالی رسیدند در ارتباطند.

    ۴- اونا زود بیدار میشن

    ساعت ۵ صبح از خواب بیدار میشن تا بر سه تا از اولویت های اصلی زندگیشون توی اون روز غلبه کنن و انجامش بدن. با انجام دادن اون ۳ اولیوت اصلی دوباره میتونن مجددا کنترل زندگیشون رو به دست بگیرن.

     طبق تحقیقات اقای کورلی ، این کار باعث احساس اعتماد به نفس خیلی بالایی در شما میشه در واقع مستقیما روی زندگیتون تاثیر میگذاره.

    ۴۴% از ثروتمندان ۳ ساعت قبل از اینکه کارشون رو شروع کنن از خواب بیدار میشن در حالی که تنها ۳% فقیران اینکار رو انجام میدن.

    ۵- اونا مربیانی پیدا میکنن و باهاشون مشورت میکنن

    مربیان به طور منظم و فعال  با آموزش دادن آنچه که شما باید انجام بدید  وآنچه که نباید انجام بدید ، در رشدتون سهیم میشن.

    آقای کورلی همچنین میگن که ، " اونا همچنین تمام چیزایی که از مربیانشون یاد گرفتند یا اینکه خودشون تجربه کردن رو به دیگران به اشتراک میزارن".

    ۹۳% از ثروتمندان مربیانی دشاتند که خودشون افراد موفقی بودند.

    ۶- اونا اهداف خودشون رو دنبال میکنن

    اقای گری وینرچوک ، یه بار گفتند " اینکه چطور پول به دربیاری خیلی مهمتر از اینه که چقدر دربیاری". پس از سال ها تحقیق روی تقریبا ۱۸۰ میلیونر خود ساخته ، آقای کورلی نیز به نتیجه ای مشابه همین نتیجه رسیدند که : به احتمال زیاد اگه شما از درامدی که از شغلتون دارید ، راضی نیستید ، ایه به این خاطره که شما از کاری که دارید انجام میدید خوشتون نمیاد. وقتی شما میتونید به درامد کافی از شغلتون برسید که واقعا از اون کار لذت ببرید. برای اینکار باید مهمترین هدف زندگیتون رو پیدا کنید."

    ۸۰% از ثروتمندان تمام  تمرکشون بر روی هدفی هست که میخوان به انجام برسونن. تنها ۱۲% از فقیران اینطور عمل میکنند.

    ۸۱% از ثروتمندان اوولیت های اصلیشون رو که مشخص کردن رو انجام میدن، در حالی ۱۹ % از فقیران فقط اینکارو میکنن.

    ۶۷% از ثروتمندان اهدافشون رو یاد داشت میکنن در حالی این آمار برای فقیران ۱۷% است.

    ۷- اونا تلویزیون دیدنشون رو بسیار محدود میکنن

    افراد موفقی به جای اینکه وقت های آزادشون رو با دیدن تلویزیون هدر بدن ، روی مهارت های شخصیشون کار میکنن و توسعه شون میدن ، روی بازاریابی کار میکنن ، روی شغل یا کسب و کاری که دارن کار میکنن یا اهدافی رو دنبال میکنن که در نهایت با انجامش به پاداشی برسن. آقای کورلی نوشته : " چقدر از زمان باارزشتون رو با دیدن تلویزیون یا وب گردی تفریحی هدر میدید؟".

    ۶۷% از ثروتمندان در روز ۱ ساعت ویا حتی کمتر زمان برای تماشای تلویزیون میزارن در حالی که این آمار برای فقیران تنها ۲۳% است.

    ۶% از ثرتمندان واقعا تلویزین میبینند در حالی ۷۸% از فقیران اینکار  انجام میدن.

    ۸- اونا از ولخرجی خودداری میکنن

    افراد ثروتمند به وسیله ی پرداخت قبل از موعود از ولخرجی دوری میکنن. " افراد موفق عادت به ذخیره و بدوجه بندی آنچه مصرف میکنند ، دارند."

    ثروتمندان ۲۰ درصد از درامد خالصی که دارن رو ذخیره میکنن و زندگیشون رو با ۸۰% باقی مونده اون درامد سپری میکنن.

    ۹- اونا آدمای مثبتی هستند

    آقای کورلی به این نتیجه رسیده که افراد موفق یه جای اینکه به مسایل به دید مشکل نگاه کنند ، اونا مثل یه فرصت میبینن. فرصتی برای یادگرفتن ، برای رشد و بهبود. آقای کورلی نوشته : اگه شما به افکارتون گوش بدید از خیلی از اونا دست میکشید به این خاطر که  خیلی از اونا منفی هستند . ولی تنها وقتی میتونید از این افکار منفی اطلاع داشته باشید که خودتون رو مجبور به آگاهی یافتن بر اونها کنید. در واقع آگاهی کلید موفقیته.

    ۸۴% از ثروتمندان به این باور دارن که ، شانس خوبی برای ایجاد فرصت ها دارن در حالی فقط ۴% از فقیران این باور را دارن.

    ۷۶% از ثروتمندان باور دارن عادات بد به وجود آوردنده ی بدشانسیه در حالی که فقط ۹% از فقیران اینطور فکر میکنن.

    ۱۰- اونا به مسیری که طی کردن نگاه میکنند

    یکی از مواردِ عامل موفقیت ، طبق گفته ی آرنولد شوازنگر اینه که : " هر مسیری که شما در زندگی طی میکنید ، در هر صورت باید همیشه زمانی رو برای فکر کردن به مسیری که اومدید،  اختصاص بدید. برقراری ارتباط و کمک کردن به دیگران نسبت به هر کار دیگه ای که تا الان انجام دادید در شما احساس رضایت بیشتری  ایجاد میکنه."

    طبق گفته ی آقای کورلی : ۷۹% از ثروتمندان حداقل ۵ ساعت از ماه رو به شبکه ویا کارای داوطلبانه اختصاص میدن و همچنین شما بیشترعلاقه دارید تمرکزتون رو روی کمک به افرادی که خواهان موفقیت هستند ، و مثبت اندیش و بانشاط هستند بزارید تا کسانی که بی هدف و منفی گرا هستند"

    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • علی ع یکشنبه 28 آبان 1396 09:41 ب.ظ نظرات ()

    ۲۰ جمله ی الهام بخش از آلبرت انیشتین

    آلبرت انیشتین فیزیکدان، متولد آلمان که وجود امواج گرانشی رو ۱۰۰ سال پیش ، پیش بینی کرده بود و تئوری نسبیت رو توسعه داده بود.

    او به عنوان تاثیر گذار ترین فیزیکدان قرن ۲۰ ام درنظر گرفته میشه.دستاورد های انیشتین .اصالتا کلمه ی "انیشتین"  با " نبوغ " مترادف است. در اینجا به تعدادی از توصیه هایی که در ذهن این شخص نابغه وجود داشته اشاره شده :

    ۲۰ جمله ی الهام بخش از آلبرت انیشتین

    ۱-تو هیچوقت نمیتونی با سطح ذهنی که مشکلت رو ایجاد کردی ، اون رو حلش کنی.

    ۲- فقط دوراه برای زندگی کردنِ ، زدنگیت داری .اولیش اینه که ، فکر کن اصلا هیچ معجزه ای در کار نیست و دیگری اینه که ، فکر کن ، هر چیزی که وجود داره یک معجزه است.

    ۳- تخیل خیلی مهمتر است از دانش.دانش محدود است .درحالیکه تخیل پذیرای تمام جهان میباشد.با تکامل پیش رفتن باعث تحول پیشرفتتون میشه.

    ۴- منطق میتونه از a تا  z  بره ولی تخیل میتونه شما رو به هر جایی برسونه.

    ۵- زندگی مثل دچرخه سواریه . برای اینکه تعادلت رو حفظ کنی باید به رکاب زدن و حرکت کردن ادامه بدی.

    ۶- کسی که هیچ اشتباهی مرتکب نشده در واقع هیچ کار جدیدی هم نکرده .

    ۷- من هیچ استعداد خاصی ندارم . من فقط  فوق العاده کنجکاوم.

    ۸- منزوی شدن ، زمانی بهت میده که واقعا شگفت زده میشی. که میتونی به راحتی دنبال حقایق بری.

    داشتن یه کنجکاویه مقدس.باعث میشه که زندگیتون رو با ارزش زندگی کنید.

    ۹- سعی نکن که یه شخص موفق باشی.به جاش سعی کن آدم باارزشی باشی.

    ۱۰- هر شخصی یه نابغه است.ولی اگه یه ماهی رو بر اساس استعدادش در بالارفتن از یه درخت قصاوت کنی. این باعث میشه که در تمام زندگی اش باور کنه که یک احمقه.

    ۱۱- تو هیچ وقت شکست نمیخوری ، تا زمانی که خودت دست از تلاش کردن برداری.

    ۱۲- فرصت ها در وسط مشکل نهفته هستن.

    ۱۳-تخیل در واقع همه چیز است. اون درواقع نمایشی از زندگیی هست که که در آینده خواهی داشت.

    ۱۴- زنی که به دنبال جمعیتی میره ، معمولا بیشتر از همون جمعیت هم پیش نمیره.زنی که به تنهایی پیاده روی میکنه به احتمال زیاد خودش رو جایی پیدا میکنه که کسی تا به حال نرفته.

    ۱۵ – دیوانگی یعنی : انجام یک کار مشابه بار ها و بار ها و انتظار متفاوت داشتن از ان.

    ۱۶- وقتی ما محدودیت هایمان را میپذیریم.ما به فراتر از اونها خواهیم رفت.

    ۱۷- اگه میخوای زندگی شادی داشته باشی.زندگیت رو به یک هدف گره بزن نه به یک شخص یا چیز دیگه ای.

    ۱۸- تنها کسانی که با تمام وجود تلاش میکنن میتونن به غیر ممکن ها دست پیدا کنن.

    ۱۹- تنها راه مطمن برای اینکه از اشتباه کردن اجتناب کنی اینه که هیچ ایده ی جدیدی نداشته باشی.

    ۲۰- تنها منبع دانش ، تجربه است.

    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • علی ع یکشنبه 28 آبان 1396 09:40 ب.ظ نظرات ()

    چطور با هر کسی در هر جایی و در هر زمانی صحبت کنیم

    ۵  قانون برای حکومت بر مکالمه هاتون

    هنر مکالمه یک مهارت ضروری برای تقریبا همه ی زمینه ها در زندگی است.

    نوع مکالمه ی شما ، شما رو به مردم معرفی میکنه ،افراد مهمی که میتونن گاهی اوقات مربیان شما باشند ، کارفرمایان ، کارمندان ، همکاران و یا دوستان شما باشند.

    مکالمه ها به عنوان پایه و اساس روابط هستند ، شما هم به سختی یه دایره اجتماعی از کسانی که باهاشون میتونید در ارتباط باشید میسازید و یک کسب و کار شروع میکنید یا اینکه پیشرفت شغلی به دست میارین. واینها واقعا کار ساده ای نبودند که بخواین با یک مکالمه ی اشتباه از دستشون بدید.

    وقتی یک مکالمه ای دارید ، شما حتما یکم مشکلِ حفط کلامتون دارید و بعضی جاها ممکنه با نوع صحبتتون و حرکت زیادی در گفتارتون باعث ناراحتی کسی هم شده باشید ولی با قوانینی که ما در اینجا در موردشون صحبت میکنیم ، شما میتونید مکالمه هاتون رو به لذت بخش ترین بخش زندگیتون تبدیل کنید و به راحتی از این قدرتون در جاهای مختلف استفاده کنید .

    پس بیاید باهم این قوانین رو یاد بگیریم و شروعشون کنیم :

    ۱ – سبقت در خوشامد گویی و احوال پرسی.

    احوال پرسی بهترین راه ممکن برای شروع یک گفتگو است.نه تنها یک مسیر عالیی رو برای صحبت کردن باز میکنه ، اون میتونه باعث ایجاد احساس خوب  در دیگران هم بشه.

    یه نکته ی خیلی مهم برای اینکه بتونید به شکل عالی صحبت هاتون رو ادامه بدید اینکه به نکات در شروع مکالمتون اشاره کنید.

    فقط به یاد داشته باشید که هر چی تحسین یا تعریفتون مشخص تر و واضح تر باشه ، بهتره. برای مثال وقتی میخواید به یک فردی برای لباسی که تنش هست اظهار نظر کنید به هیچ وجه سعی نکنید از عناوینی که نشوندهنده چاپلوسی شمسات استفاده نکنید  بلکه میتونید  از جمله ای شبیه این جمله استفاده کنید : " کفش های شما واقعا زیباست".این جمله هم مختصر است ، هم صادقانه باید باشه و هم خاص هست.به این ترتیب شما دروازه ی مکالمات خود رو باز کردید چون شریک شما (طرف مقابل) ، چیزی برای صحبت کردن در موردش پیدا کرده.

    ۲- صحبت های کوتاه داشته باشید

    داشتن صحبت های کوتاه برای خیلی از مردم حرام شمرده شده و درحالی که نه تنها این نوع صحبت کردن رضایت بخش ترین نوع مکالمه است بلکه خیلی از مواقع یک وظیفه و ضرورت است که کم حرف بزنیم.در اکثر موارد این موضوع خیلی رایجه که یک ماشین برای اینکه شتاب بگیره تا به یه سرعت خاصی برسه به جای اینکه بلافاصله بعد از حرکت به سرعت ۶۰ مایل در ساعت برسه . به خاطر همین صحبت های کوتاه باعث ایجاد مکالمات بلند تر میشن.و این راه بهتری برای مکالمه های شماست.

    صحبت های کوتاه رو میشه خیلی راحت به جلو برد – شما میتونید در مورد رویدادهایی که براتون اتفاق افتاده صحبت کنید ، غذاهایی که خوردید ، نوشیدنی ها ، ایده ها و علایق و اشاره به چیزهایی مثل تولد و فوت و یا همچنین در مورد اب و هوا.

    اینها تجربیاتی هستند که هر کسی میتونه با افراد دیگه به اشتراک بزاره . بنابراین اینها چیزهایی هستند که برای هر کسی میتونن مورد استفاده قرار بگیرن.

    ۳- سوال های بیشتری بپرسید

    اگه میخوای از مکالمه های کوتاه به سمت صحبت های واقعی و بلند تغیر جهت بدید باید منتظر هر فرصتی برای تغیر دادن جهات صحبت هاتون باشید. اصلا سعی نکنید به طور ناگهانی به طور کامل جهت بحث رو عوض کنید و در مورد چیزی عمیق و قابل توجهی صحبت کنید.به جای این کار صبر و حوصله داشته باشید تا فرصت خودش به سمتتون بیاد و بعد ارایه اش بدید.

    سوالات باعث روغن کاری کردن مکالمات میشن. توجه ی کافی به صحبت هایی که باهم میکنید داشته باشید تا بتونید از اونها برای حرکت دادن صحبت هاتون به سمت جلو بشید. شما باید سراغ جمله هایی مثل " بیشتر بگو " برید تا بتونید فرصت های صبحت بیشتری رو ایجاد کنید.پرسش هایی که در ذهنتون ایجاد شده رو بپرسید. سعی کنید به یه شکل خاصی سوالاتتون رو مطرح کنید و نشون بدید که عاشقونه کنجکاو به دونستن حواب این سوالات هستید.

    ۴- مودب باشید

    این موضوع خیلی واضح است که باید مودب باشید ولی خیلی ها ازش غفلت میکنن.سطح رفاقتی که با یه خشص دارید و نحوه ی صحبت کردنتون باهاش میتونه باعث از بین رفتن رابطه تون بشه یا اینکه تقویت دوستیتون بشه.

    درون مکالماتتون سیر کنید و در هنگام گفتگو لبخند بر لب داشته باشید و زبان بدن مناسبی رو داشته باشید ( باز) و رورسات باش.پذیرا بودن طرف مقابل و لبخند بر لب داشتن میتونه تاثیر شگرفی در مکالمه هاتون داشته باشه.سعی کنید دست به سینه نباشید ، ظاهرتون پریشان نباشه و به چشمتون اجازه ی سرگردوانی ندید.

    حفظ تماس چشمی با شخصی که در حال صحبت کردن باهاش هستید باعث میشه که این حس به طرف مقابل القا بشه که شما علاقمند به شنیدن حرفای او هستید.

    ۵- به دیگران هم  اجازه بدید تا حرف بزنن.

    این نیز نکته ی مهم دیگری است. اگه شما وارد یک مکالمه شدید و فورا شروع کردید به تسلط گرفتن گفتگو و خودتون حرف زدید و توضیح دادید و نظر دادید ، شخص مقابل ممکنه بالافاصله بی علاقگی به مکالمه با شما رو نشون بده و میلی به ادامه ی صحبت با شما رو دیگه داشته باشه. به جاش سعی کنید تمام تمرکزتون رو همکلامی و بیشتر شنیدن صحبت های طرف مقابل کنید. برای اینکار میتونید از استراتژی مطرح کردن سوالات خوب استافده کنید. اگه متوجه شدید که گفتگوی شما رو به زوال است  یا اینکه طرف مقابل مثلا علاقه ای به جواب دادن به سوالاتتون نداره و به خوبی جوابتون رو نمیده ، از سوالی که پرسیدید و یا از اون موضوع طفره برید. یک داستان فوق العاده تعریف کنید یا اینکه یه قصه ی کوتاه شخصی از خودتون بگید.

    با اینکار ممکنه دقیقا به اونچه که گفتگوی شما نیاز داره پی ببرید و اون رو ادامه بدید.

    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • علی ع یکشنبه 28 آبان 1396 09:40 ب.ظ نظرات ()

    ۸ راه برای پر بار تر شدن شغل خانگی تان

    شروع کردن یک کسب و کار از گاراژ یا دفتر خونگیتون به اون راحتیی که سیلیکون ولی از دور به نظر میرسه نیست.

    نه تنها شما با دردسر ها و جنگ های زیادی  به عنوان یه تازه کار باهاشون رو به رو هستید  ، بلکه تبدیل کردن جایی که همیشه در اون زندگی میکردید به مکانی برای کسب و کار جدیدتون به شدت هم مشکل باشه.

    خونه تون همیشه جایی برای استراحت بود و معمولا جایی بود که استرس ها در امان بودید اما وقتی تصمیم میگرید  سفر کارآفرینی خود تون رو شروع کنید به ظاهر شما از تمام این آرامش ها دور میشید.

    در قسمت زیر به ۸ نکته اشاره میکنیم که نه تنها بهتون کمک میکنه که در خونتون موفق باشید ، بلکه همجنین اجازه میده بهتون که یه تعادل فوق العاده ای رو بین امنیت کاری و زندگیتون ایجاد کنید.

    ۱- یک فضای جدایی رو برای کارتون ایجاد کنید

    ایجاد یه فضای کار جدا بهتون کمک میکنه که کارتون رو از ناحیه ی معمولی زندگیتون جدا کنید.

    اون ناحیه رو تبدیل به یه دفتر کار کنید ، زیر زمین یا هر جایی که به راحتی بتونین از بقیه ی جاهای خونه جداش کنین. این قسمت از خونه که تعیین کردید باید فقط به عنوان منطقه ی کار شناخته بشه و میتونه شمارو از جایی که واقعا هستید به جایی که دارید کار میکنید منتقل کنه.

    ۲- فضای راحتی براش درنظر بگیرید

    در این ناحیه مطمن بشید که محیط راحت و ارامش بخشی رو فراهم کرده اید و همچنین مطمن بشید که تمام چیزهایی که به کارتون مربوط میشه مثل ، صندلی راحت ، لامپ های مناسب  و البته یک میز کار مناسب که به راحتی بتونید جا به جا جاش کنید.

    به وسیله ی ایجاد یه فضای کاری مناسب ، شما قادرید صرفا روی کسب  و کارتون تمرکز کنید و هر سردرگمی که ناشی از کار یا زندگیتون میتونه ایجاد بشه رو از خودتون دور کنید.

    اگه به چیزی ، به اندازه ای خاص  که نیاز به توجه داره ، توجه نکنید

    همون باعث میشه که اندازه ای بهش توجه کنید که استحقاقش رو نداره

    David Allen

    ۳- ترکیب میز و صندلیتون از چیزی که فکر میکنید با اهمیت تر است

    بدیهی است که استفاده از چهار پایه ، میز طراحی منفرد و صندلی مخصوص اشپزخانه ، فایده ای به جز گول زدن خودتون نداره.ولی چیزی که اهمیت داره اینه که مطمن بشید که فضای کاریتون به اینکه بتونید با قدرت مشغول کارتون باشید کمک میکنه. به علاوه ی اینکه ارتفاع میزتون ، صندلیتون و همچنین نور اتاقتون هم قابل تنظیم باشه چون همه ی اینا به شما در پرداختن هر چی بیشتر به کارتون و دیر تر خسته شدن و بیشتر و تمرکز داشتنون کمک میکنه.

    ۴- متعهد بودن به برنامه ی زمان بندی شده

    نمیدونم چطور به اهمیت فوق العاده ی،  داشتن یک برنامه ی زمان بندی شده ی کاریتون تاکید کنم.

    شاید شما نمیخواید در ابتدای کار ۵-۹ ساعت رو برای کارتون اختصاص بدید ، خیلی هم خوبه اما باید مطمن بشید که به برنامه ی زمان بندی شدوتون ثابت قدم و  متعهد هستید و هر روز میدونید که چه برنامه ی زمان بندی شده ی خاصی دارید.

    طوری برنامه ریزی کنید که هر روز در یک زمان مشخص دو تا استراحت ۱۵ دقیقه ای  و یک زمان مخصوص برای ناهاربه خودتون بدید و متهد باشید که به طور منظم اون برنامه رو ازش پیروی میکنید.

    به اجرا در اوردن این دستور العمل های ذهنی بهتون کمک میکنه که بین زمان های استراحتتون فعال تر باشید

    ۵- یک وایت برد تهیه کنید

    استفاده ازیک وایت برد بهتون اجازه میده افکار ، برنامه ها و یادآوری هاتون به راحتی برای رسیدن به یک راه آسون تر و یادگیری بصری  به استفاده بگیرید . دفترچه یادداشت ، سر رسید و نوشته های کامپیوتری  هم میتونن مفید باشن اما همه ی اونا  میتونن گم بشن یا فراموش بشه جاشون ولی یک وایت برد همیشه یک جای مشخصی داره و به راحتی هم قابل ارجاع است.این همجنین این امکان رو بهتون میده که برای هر چیزی هر بار بلند نشید و تمرکزتون بهم نخوره.

    ۶- اینکه چطوری زمانتون رو گذروندید رو ثبت کنید

    با ثبت و نگاه و کردن به کارهای اجام شده اتون به احتمال زیاد میتونید در پایان هر روز انگیزه ی فوق العاده ای رو در خودتون ایجاد کنید. این انگیزه میتونه بهتون کمک کنه که بهتر و بیشتر کنید و کمتر از برنامه تون منحرف بشید

     

    ۷- تا حد امکان حواس پرتی ها رو محدود کنید

    در دفتر کارتون تلویزیون نزاید. محدود کردن حواس پرتی هاتون کار راحتی نیست ولی میتونید سرگرمی های بهتری رو جایگذین اون ها در خونتون ایجاد کنید اما به همین اندازه که میتونید حواس پرتی ها رو تا حد ممکن از بین ببرید ، میتونید به تحقق  و انجام اونا  هم کمک کنید. خیلی از این حواس پرتی ها شاید خیلی کوچیک به نظر برسن ولی حتی ترک کردن تماشای اخبار صبگاهی در دفتر کارتون میتونه به شدت پیشرفت برنامه ی روزانه تون رو محدود کنه.

    کار کردن سخته ، حواس پرتی ها فوق العاده زیاده و زمان محدوده

    Adam Hochschild

    ۸- مرز هایی رو تعیین کنید.

    مرزها تون رو با خانواده تون ، افراد مهم و حتی حیونات خونگیتون محدود کنید.به خانواده یا افراد قابل توجه دیگه که در خونتون هستن ممکنه هر روز برنامه ی کاری و زندگیتون رو تحت شعاع قرار بدن بنابراین مطمن شوید که برای همه ی اونا مرز های اولیه ایی رو در نظر گرفته باشید.

    یه قاعده و قانون قابل توجه اینه که زمانی که شما در محیط کارتون هستید در واقع زمان کار شما هست و نه چیز دیگر. شما در واقع اون ساعت ها در سر کارتون هستید.

    تعیین کردن این مرزها به شما اجازه میده که برای انجام کار روزانه اتون مجبور نباشید که کسی رو به خاطر پرداختن به کارتون ناراحت کنید. چون اونها میدونن که اون ساعت ها در واقع زمان کار شما هست و شما برای اون ساعت ها برنامه ریزی کرده اید و باید به کارها و برنامه هاتون برسید.

    به طور کلی کار خونگی یک فرصت بزرگ و گاهی اوقات حتی تنها گذینه ی افرادی است که میخوان یک کار آفرین بشن و دنبال ایجاد یک نام برای خودشون هستن.بهترین بخش در مورد شروع کسب  کار خودتون در واقع اون بخشه که کسب و کارتون به تنهایی  و به خوبی به کار خودش ادامه میده

    موفقیت و شکست در دستان شماست و اگه شما زمانِ کارِ سختی در خونتون دارید در نتیجه باید گفت که شما کسب و کار رنج اوری هم خواهید داشت.

    چه چیزهایی میتونن باعث بشن که کار خونگی شما پربار بمونه ؟

    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • علی ع یکشنبه 28 آبان 1396 09:39 ب.ظ نظرات ()

    ۴ چیز که بهت کمک میکنه هدفت رو در زندگی پیدا کنی

    گاهی اوقات ممکنه شما از خواب بیدار بشید و حس کنید زندگیتون تا حدی ناقصه و چیزایی رو کم دارین. این کاملا طبیعیه و توی اون حالت میتونی بفهمی که زندگی از مسیر درست یک مقداری منحرف شده. مقداری زیادی از تغیرات خیلی کوچک هستن که میتونن در شما احساس کامل تر شدن ، باارزش تر شدن و هدفدار بودن رو ایجاد کنن.

    در اینجا ۴ چیز که بهت کمک میکنه هدفت رو در زندگی پیدا کنی رو اوردیم:

    ۱- قلبت رو دنبال کن و نه  سرت رو

    اگه داری الان شغلی رو انجام  میدی که قلبت باهاش نیست ، ممکنه احساس ناراحت بودن یا ناقص بودن داشته باشی .

    این شبیه اینه که زمان خیلی زیادی از عمرت رو در کاری بگذرونی که انگار هر روز از خواب بیدار میشی و کاری رو انجام میدی که هیج علاقه ای بهش نداری  میتونه احساسی شبیه انجام کار های  تکراری و روزمره ات داشته باشه.

    قلب شما قوی ترین شاخص برای تشخص اهداف واقعیتون و اشتیق اصلیتون در زندگی است. پس از خودت بپرس چه چیزی هست که تو  واقعا  بهش علاقه داری و عاشق انجام دادنش هستی.

    البته میتونین از دیگران هم برای گرفتن نظراتشون استفاده کنید تا عقیده اشون رو نسبت به شما اعلام کنند.

    این میتونه سخت باشه که وقتی به خودمون نگاه میکنیم ،  به طور کاملا دقیق تشخیص بدیم که مهارت اصلیمون  و دلیل وجودیمون چیه ولی دیگران به راحتی میتونن این نکات رو از وجود شما متوجه بشن و بهتون بگن. مراقب باشید صرفا به خاطر افکار و نظرات دیگران در مسیر خاصی قرار نگیرید ولی یادداشت برداری کنید از عقاید و باور هایی که دوستان و خانواده در مورد شما دارن و از اونها به عنوان نقطه ی شروع زندگی کنید.

    جایگاه دانش در مغز و جاگاه معرفت و فضیلت در قلب است

    ویلیام هازلیت

    ۲- خاطراتت رو بیشتر از پولت بساز

    خیلی از مردم به خاطر کار زندگی میکنن ، در حالی که واقعا باید  همه ی ما به خاطر زندگی کار کنیم.پس این موضوع بسیار مهمه که فراموش نکنیم که باید زندگی کنیم. به جای اینکه تمام تمرکزت رو روی شغلت بزاری زمانی رو برای کارهایی که میخوای برای خودت انجام بدی کنار بزار. زودر از خواب بیدار بشید و به بیرون برید و به انجام اون چیزهایی که برای خودتون میخواید بپردازید. از خودتون بپرسید که چه چیزهایی هستند که واقعا تا قبل از مرگتون نیاز به تجربه کردنشون دارید؟آیا چیزی هست که وقتی مردید بسیار پشیمون باشید که چرا انجامش ندادید؟

    اگه انجام دادن به این سوالات شما رو خیلی عالی تحربک میکنن و دوست دارید واقعا بدونید جوابشون رو اونها رو در یک جایی به صورت لیستی نگه دارید و مطمن بشید که باید انجامشون بدید. ممکنه  این ارزوی همیشگیتون بوده باشه که به یک قسمتی  از جهان سفر کنید ، هنرمندان مورد علاقه تون رو ببینید ، به یک کوه صعود کنید یا در یک دوی ماراتون شرکت کنید.

    شاید شما بخواید یه مهارت یا سرگرمی جدیدی یاد بگیرید یا پرش از صخره رو تجربه کنید یا اینکه شفق شمالی رو تماشا کنید ، به جنگل های آمازون سفر کنید و...

    نکته اینه که اگه شما هیچ کدوم از اینا رو در حالی که میتونید انجام بدید رو ،  انجام ندید  مطمن باشید که دیر یا زود دیگه خیلی دیر میشه برای انجامشون.

    ۳- روابطتون رو بیشتر از منافع تون بسازید

    شما میتونید اخرین نسخه از گوشی های هوشمند رو داشته باشید ، سریع ترین خودرو ها ، بزرگترین عمارت ها و ۱۰ خونه برای تعطیلاتتون در عجیب  و غریبترین و فوق العاده ترین نقاط جهان ولی بدون داشتن خانواده یا دوستانی برای اینکه اونها رو باهاشون به اشتراک بزارید ، شما هرگز نمیتونید خوشحال باشید و احساس تنهایی میکنید. اگه زمانی رو برای ساخت و حفظ روابتتون با عزیزترینانتون صرف میکنید ، زندگی بسیار شادتری رو خواهید داشت.

    تماشای زیادِ تلویزیون  یا گشت و گذار بیش از حد در شبکه های اجتماعی رو کنار بزارید  و تمرکزتون رو روی افراد واقعی که جلوتون هستن بزارید.

    همیشه زمانی رو بزارید برای کسایی که بهشون نیاز دارید .خانواده در اول لیست قرار دارن اونها رو ببخشید و اگه چیزی پیش اومده بوده فراموش کنید.

    ملاقات دو نفر شبیه ترکیب دو ماده شیمیایی است :

     اگه هر واکنشی بینشون وجود داشته باشد ، هر دوشون تغیر میکنن.

    کارل جانگ

    ۴- فراموش نکنید که به عقب برگردیم

    اگرچه که مهمه در زندگیتون به کارهایی که دوست دارید امتحان کنید و انجام بدید بپردازید  همچنین ضروریه که به خاطر داشته باشید که به عقب برگردید.

    برای اطمینان از اینکه زندگیتون کلید موفقیتتون هست باید روی خودتون و آینده اتون سرمایه گذاری کنید. ولی یکی از بهترین راه ها برای رسیدن به شادی ، حقیقتا از طریق سرویس دادن به دیگران  محقق میشه.

    انجام کارهایی در حق دیگران بدون داشتن هیچ انتظاری در مقابلش.شما میتونید  با فرستادن یه نامه به دوست یا اعضای خانواده تون در مورد شون فکر کنید و نشون بدید که چقدر اونها  براتون مهم هستن.

    شما میتونید مقداری غذا یا پوشاک به عنوان کمک به یک پناهگاه بیخانمان اهدا کنید.یا یه غذای گرم یا یه فنجان چایی گرم به افارد بی خانمان که در خیابون ها هستند بدید.

    وقتی شما شروع به عقب برگشتن میکنید ، شما یه احساس موفقیت میکنید . دونستن اینکه به دیگران کمک کردید و یه تفاوتی رو در شما ایجاد میکنه که احساس ارزشمندی و هدفمند بودن میکنید.

    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • علی ع یکشنبه 28 آبان 1396 09:39 ب.ظ نظرات ()

    ۶ عمل ساده که میتونید با انجام هر روزه ی اونها به موفقیت برسید

    کری پیلینگر متخصص درمان مشکلات جسمی است

    کارآفرین و مربی ای  که می تواند به شما کمک کند در  زندگی خود کاری را انجام دهید که برای شما مهم است

    آیا تا کنون فکر کرده اید راز موفقیت چگونه است؟

    برای اکثر مردم، این یک چیز خاص نیست.

    بلکه این نتیجه بسیاری از عادات روزانه است که بارها و بارها تکرار شده است

    در اینجا ۱۵ چیز کوچک را بیان میکنیم  که هر روز می توانید آنهارا  انجام دهید تا اطمینان حاصل کنید که با زمان خود در حال جدال قاطعانه هستید و آنرا در اولویت هایتان قرار می دهید. این نکات را به اعمال روزانه خود اضافه کنید و موفقیت خود را افزایش دهید

    ۱.اولویت های خود را تعریف کنید

    اولویت اصلی شما در زندگیتان چیست؟ شما چه کارهایی را در بیشتر زمان های خود انجام می دهید؟ آیا اولویت های شما مطابقت دارد با جایی که وقت خود را صرف می کنید؟ اگر چنین است، عالی است. اگر نه، شما باید بیش از حد سخت کار کنید و در مورد صرف زمان بیشتری در اولویت هایتان تصمیم بگیرید و خلاص شوید از شر کار های ناخوشایندی که مانع انجام کار برای شما می شوند. در مورد اینکه چطور میخواهید زندگی خود را صرف کنید،بدانید که شما زمانی احساس موفقیت میکنید که وقت خود را صرف مهمترین چیز برای خود کنید.

    ۲. یک برنامه برای روز بعد تنظیم کنید

    زمان ارزشمند ترین منابع ما است و غیر قابل تعویض است. اگر واقعا میخواهید موفق باشید، باید برنامه ریزی کنید که وقتتان را چطور صرف میکنید. یکی از راه های انجام این کار این است که هر شب یک ساعت وقت بگذارید تا برنامه روزانه را بنویسید. نوشتن برنامه شما به سه دلیل اصلی کمک می کند: این به شما کمک می کند تا ساعات بیداری خود را حداکثر کنید؛ این به شما کمک می کند زمان را کنار بگذارید تا هر بر روز روی اولویت هایتان را تمرکز کنید. و این به شما کمک می کند کشف کنید که زمان زیادی را تلف می کنید. به تازگی خواندم که بطور میانگین هر آمریکایی ۵ ساعت در روز را صرف تماشای تلویزیون می کند. تنظیم یک برنامه کمک خواهد کرد که از دام دامنهای زمان مانند تلویزیون بگریزید.

    ۳. با شخص در آینه(خودتان) صادق باشید

    حالا ما در مورد خوردن قورباغه صحبت می کنیم، می خواهم شما را تشویق کنم که با خودتان صادق باشید. فقط به این دلیل که  اگر یک قورباغه در ابتدای روز شما غذا می خورد، به این معنا نیست که ایده خوبی است که بتوانید زودتر از آنچه که معمولا برای شروع مشخص کرده اید، پیشرفت کنید. بعضی افراد بهترین کار را قبل از طلوع خورشید انجام می دهند، و دیگران در روزهای آتی به طور باور نکردنی تولید می کنند. اگر دوست دارید روز خود را از ساعت ۵ صبح شروع کنید، فوق العاده است رو به جلو بروید و قورباغه خود را در ساعات اولیه صبح بخورید. اگر ترجیح می دهید در خواب باشید، این نیز خوب است - پیش بروید و قورباغه خود را در روز خود بخورید. مردم موفق با خودشان صادق هستند. آنها می دانند تنظیم یک هدف از کار هر روز صبح در ساعت ۴:۳۰ صبح بهترین ایده نیست اگر آنها هرگز صبح بیدار نبوده اند. آنها اهداف خود را براساس زمان های تولیدی خود تعیین می کنند

    ۴. به خودتان مهلت بدهید

    از مزایای هک بهره وری بزرگ استفاده کنید :

    قانون پارکینسون. قانون پارکینسون می گوید که کار برای گسترش زمان لازم برای تکمیل آن گسترش می یابد.

    اگر وقت کمتری برای تکمیل کار دارید، احتمالا تلاش خود را افزایش خواهید داد. در مورد چگونگی تمیز کردن خانه فکر کنید زمانی که کسی تماس می گیرد و می گوید که در عرض ۲۰ دقیقه به آنجا میرسد، و اینکه تا چه حد می توانید تمرکز کنید زمانی که یک صبح روز یک وظیفه دارید. وقتی زمان محدود است، تلاش شما به میزان قابل توجهی افزایش می یابد. دادن زمان کمتر به  خود برای انجام وظایف می تواند به شما در دستیابی به اهداف شما کمک کند. همانطور که برنامه روزانه خود را تنظیم می کنید، می توانید به استفاده از قانون پارکینسون به خود کمک کنید. یک راه برای انجام این کار با استفاده از بلوک های زمان است. برای رسیدن به یک هدف ۵۵ دقیقه برای خود زمان بگذارید و سپس ۵ دقیقه برنامه ریزی کنید. دانستن اینکه مدت زمان محدودی دارید، حداکثر بهره وری خود را در طول جلسه کاری ۵۵ دقیقه ای کمک خواهد کرد.

    ۵. برنامه ریزی کنید

    یک راه برای حرکت به سوی اهداف بزرگ شما این است که در هنگام تعیین اهداف، برنامه ریزی کنید. به عنوان مثال، می گویند می خواهید ۲۶ پوند را از دست بدهید. پس از آنکه یک هدف اولیه بلندمدت از دست دادن ۲۶ پوند را از یکسال به بعد تعیین کردید، شروع به برنامه ریزی کنید و هدف را به تکه های قابل اجرا تبدیل کنید. اگر می خواهید در یک سال ۲۶ پوند را از دست بدهید، باید هر هفته ۰.۵ پوند (۱۷۵۰ کالری) را از دست بدهید. این ۲۵۰ کالری در روز است. بسیاری از مردم سه وعده غذا و ۲ تنقلات در روز دارند، بدین معنا که می توانید میزان مصرف خود را با ۵۰ کالری در هر بار مصرف کاهش دهید. این یک هدف کاملا عملی است شما اکنون آرزوی بزرگ و قاطعانه ای گرفته اید و شما آن را به اهداف بسیار کوچک و قابل دستیابی روزانه تبدیل کرده اید. برنامه ریزی برای عقب حرکت به جلو برای همه اهداف بزرگ کار می کند. من یک هدف مالی دارم که می خواهم این سال را ملاقات کنم و دقیقا می دانم که هر روزچه مقدار دلار و سنت برای به دست آوردن نیاز دارم

    ۶. آن را بنویسید

    تحقیقات نشان می دهد که تنها با نوشتن اهداف خود، شانس دستیابی به آنها به میزان قابل توجهی افزایش می یابد! اهداف خود را بنویسید، آنها را در جایی قرار دهید که به راحتی قابل مشاهده باشند، به آنها اغلب مراجعه کنید و شانس بیشتری برای موفقیت داشته باشید

    آخرین ویرایش: یکشنبه 28 آبان 1396 09:39 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • علی ع یکشنبه 28 آبان 1396 09:38 ب.ظ نظرات ()

    توضیح علمی درمورد اینکه چرا ماچیزهایی که خودمون هستیم رو جذب می کنیم

    Amber Pariona

    معلم حرفه ای EFL  ، MPA، و مترجم انگلیسی / اسپانیایی.

    آیا تا به حال متوجه یک الگو در روابط عاشقانه خود شده اید؟

    ما تمایل به رفتارهای بسیار خاصی با همکارانمان داریم و این رفتارها تکرار می شوند. شاید شما چندین بار این را "چنگ زدن" نامیده اید، یا شاید از مشکلات ارتباطی به جای کار از طریق آنها عمل کرده باشید. هر الگوی ارتباطی خاص خود را که داشته باشید، می توان آن را با نظریه دلبستگی توضیح داد. نظریه پیوستن به توضیح سبک دلبستگی ما در روابط بزرگسالان ما کمک می کند. درک این، کلید یافتن یک رابطه پایدار است

    سبک دلبستگی شما ، تعیین میکنه که چه کسی رو جذب می کنید

    چگونه می توان در درک تعهد دلبستگی به شما کمک کرد تا یک شریک را پیدا کنید؟ خوب، سبک دلبستگی شما بر روی هر جنبه ای از روابط عاشقانه شما تأثیر می گذارد، از اینکه به فرد خاصی جذب می شود که چطور شکسته می شود. یادگیری بیشتر در مورد سبک دلبستگی، به شما در مورد نیازهای شخصی شما و نحوه دریافت این نیازها کمک می کند. ۲ تئوری تأیید می تواند به شما در درک نقاط قوت و ضعف و ارتباط شما کمک کند و اینکه چطور می توانید این صفات را به نفع خود انجام دهید. هر چه بیشتر سبک دلخواهتان را درک کنید، بیشتر احتمال دارد شما کسی را پیدا کنید که آن سبک را مطابقت و تکمیل کند.

    ما همه را به یکی از ۴ نوع سبک دلبستگی دسته بندی می کنیم

    با توجه به نظریه دلبستگی، ۴ نوع سبک دلبستگی وجود دارد

    ۱- دلبستگی ایمن

    اگر رابطه ای امن با والدین خود داشته باشید و رشد خوبی کرده باشید وبتونید به طور مستقل زندگی کنید ، احتمالا  شما دلبستگی امن دارید. این به این معنی است که شما احساس امنیت و نزدیکی به شریک زندگی خود دارید، اما هنوز به استقلال هر شخص در رابطه احترام می گذارید.

    ۲. دلبستگی مضطربانه

    اگه شما شخصیتی دارید که قبل از انجام کارها دچار دلهره میشید ممکنه که این براتون سخت باشه که در روابط عاشقانه تون احساس رضایت کنید در واقع شما ممکنه اینطور توصیف بشید که همه چیزتون   از جمله ، برای اینکه احساس خوشحالی کنید تا بر ترس هاتون چیره بشید  به همسرتون بستگی داره .  از طرفی هم همیشه نگرانید که نکنه کسایی که در زندگی براتون مهم هستن رو از دست بدید.

    ۳. وابستگی اجتناب ناپذیر

    اگرشما آدم منزوی هستید ،  نظریه دلبستگی در این مورد می گوید که شما تمایل دارید خود را از شرکای خود جدا کنید. شما ممکن است نسبت به رابطه خود بی تفاوت باشید و ممکن است تا آنجا پیش بروید که بگوید داشتن یک رابطه عاشقانه مهم نیست. در نتیجه  سعی می کنید از ارتباط عاطفی با شخص دیگری اجتناب کنید.

    ۴. دلبستگی ناامید کننده ترسناک

    اگه شما همیشه درحال فرار از ترس هاتون هستید ،   و نمیخواید در روابط عاشقانه تون با ترس هاتون رو به رو بشید احتمالا دو نوع ترس رو همزمان با هم تجربه خواهید کرد ، ترس از اینکه به همسرتون احازه بدید که همسرتون خیلی بهتون نزدیک بشه یا خیلی ازتون فاصله بگیره،این درواقع باعث میشه احساساتون به بازی گرفته بشه.مردم میگن احتمالا که تو ادم غیر قابل پیش بینی هستی چون رفتارات بدون هیج دلیلی هر لحظه عوض میشه.بر اساس تحقیقات حدود ۵۰ درصد از ادما شخصیت امنی دارن و ۲۰ درصد مضطربن و ۲۵ درصد شخصیت دوری کننده دارن ، امروزه که همه مجرد و بزرگسال هستن احتمالش بیشتره که شما با افرادی روبه رو بشید که شخصیت اجتناب کننده داشته باشن. چرا؟ چون افرادی که شخصیت های ثابت و امن تری دارن احتمال اینکه این افراد  رابطه هاشون پایدار تر باشه بیشتره.
    خب شما مدل های مختلف رو دیدید و الان میدونید که  خودتون توی کدوم حالت هستید ، حالا این به شما بستگی داره که چطور از این ها استفاده کنید تا یه رابطه ی  پایداری داشته باشید

    بعضی از مردم تمایل دارند به سمت یک نوع خاص از مردم کشیده شوند.

    نظریه پیوستن به ما می گوید که افرادی که دارای سبک دلبستگی خاص هستند تمایل دارند به کسی که از طبیعت تکمیلی برخوردارهستند، برسند. این یعنی چی؟ اگر فردی مضطرب یا اجتناب ناپذیر هستید، ممکن است شخصی امن را کمی کسل کننده ببینید. شما طرز تهیه را دوست دارید، به اشتباه اعتقاد بر این است که به اشتراک گذاری شیمی رمانتیک است. یک شخص به طور امن ارتباط نمی خواهد آن را فراهم کند. در نتیجه، مردم اجتنابناپذیر و مضطرب اغلب با یکدیگر کنار میآیند. دو نفر از افراد اجتناب ناپذیر رابطه ای به سختی برقرار می کنند؛ هر دو نوع از مردم تمام وقت خود را صرف اجتناب از یکدیگر می کنند. دو نفر مضطرب باعث ایجاد یک رابطه ی غیر قابل پیش بینی و استرس شدید می شوند. هر کس متقاعد شده است که دیگر این است آنها را رها کند. اما یک شخص مضطرب و اجتناب کننده با هم؟ این دو سبک دلبستگی، یکدیگر را تکمیل می کنند، در آن یک فرد مضطرب مایل است که برای شرکای اجتناب ناپذیرش برای تحقق این رابطه صبر کند. این دلبستگی مضطرب، در حقیقت رفتار اجتناب ناپذیر را با اجازه دادن به اجتناب از شناختن رفتار آنها تحمل می کند. افراد با ایمن متصل می توانند با توجه به نظریه دلبستگی با هر یک از سبک ها باشند. این به این دلیل است که آنها می توانند احساسات شریک خود را تأیید کنند و به آنها کمک کنند تا از ترسشان غافل شوند. پس چگونه می توان یک سبک دلبستگی امن به دست آورد؟

    ممکن است سبک دلخواه خود را تغییر دهید

    اولا، با صادق بودن با خودتان، باید نوع حالت خود را بپذیرید. اگر شریک زندگیتون مضطرب است ، آن را بپذیرید. فکر کنید که میخواید به دوران کودکیتون برگردید حتی اگر نیاز دارید همه ی خاطرات خود را بنویسید. واقعا چه اتفاقی برای شما افتاده است در حالی که در حال رشد هستید و سعی کنید آن را درک کنید، سعی کنید آن را تعیین کنید که چگونه امروز روابط بزرگسالان شما را تحت تاثیر قرار می دهد. ایجاد این ارتباط می تواند به شما در ایجاد سبک دلبستگی ایمن کمک کند و  این همچنین می تواند به شما در پیدا کردن یک رابطه پایدار کمک کند.


    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • علی ع یکشنبه 28 آبان 1396 09:38 ب.ظ نظرات ()

    تجسم خلاق - قسمت اول

    از تخیل به واقعیت --جذب موفقیت با قدرت ذهنی
    

    Remez Sasson

    تجسم خلاق یک روش ذهنی است که از تخیل برای ایجاد رویاها استفاده می کند و بعد اهداف برآورده می شوند.

    به شیوه ای مناسب، تجسم خلاقانه می تواند زندگی شما را بهبود بخشد و

    موفقیت و رفاه را برای شما جذب کند.

    همین قدرت است که می تواند محیط شما و

    شرایط، وقایعی که اتفاق می افتد، جذب پول، اموال، کار، مردم و

    عشق به زندگی را در شما تغییر دهد.

    تجسم خلاق با استفاده از قدرت ذهن است و این قدرت پشت هر موفقیت است.

    با تجسم یک رویداد خاص، وضعیت یا یک شی، شما آن را به زندگی خود جذب می کنید.

    این یک روند است که به خیالبافی شبیه است.

    برای بعضی از مردم، ممکن است مانند سحر و جادو باشد، اما هیچ

    جادویی درکار نیست، تنها فرایند طبیعی قدرت افکار و قوانین طبیعی ذهنی است که درگیر است.

    این شبیه  به داشتن یک اصای جادویی است که در دسترس و کنترل شماست.

    افرادی هستند که از این تکنیک به طور طبیعی در امور روزمره خود استفاده می کنند و آگاهی ندارند

    که آنها از نوعی قدرت استفاده می کنند.

    همه افراد موفق آن را آگاهانه  استفاده می کنند و

    ناخودآگاه، با به تصویر کشیدن اهداف خود، موفقیت ، آنها را به زندگی خود جذب می کند..

    اهداف آنها در حال حاضر در حال انجام است..

    تجسم خلاق و قدرت تفکر

    چگونه کار می کند و چرا؟

    ذهن ناخودآگاه افکاری را که شما اغلب تکرار می کنید، قبول می کند

    وقتی آنها را قبول می کنند، آن را

    بر اساس ذهنیت خود ، همچنین عادت ها و اقدامات شما تغییر میدهد.

    شرا یط  تماس با افراد جدید را برای شما به ارمغان می آورد.

    افکار با قدرت خلاقانه ای که زندگی شما را شکل می دهد، تأمین می شود و آنچه را که درباره آن فکر می کنید جذب می کند.

    اندیشه ها از یک ذهن به سوی دیگر حرکت می کنند، و اگر آنها به اندازه کافی قوی باشند، می توانند

    ناخودآگاه توسط افرادی که در موقعیتی قرار دارند که به شما در دستیابی به خواسته های شما کمک میکند و اهدافتان برآورده می شود.

    ما بخشی از قدرت مطلق هستیم که جهان را ایجاد کرده و بنابراین ما

    در روند ایجاد آن شرکت داریم.

    این فکر را در ذهن داشته باشید و جای هیچ تعجبی نیست که افکار تحقق میابند..

    برای یک لحظه فکر کنید-

    شما بخشی از قدرت غیر قابل تقسیم از جهانی بزرگ هستید!

    این به این معنی است که افکار شما می تواند به حقیقت برسد! نه تمام افکار شما، بلکه آنهایی که

    متمرکز شده اند، به خوبی تعریف شده و اغلب تکرار می شوند.

    اندیشه انرژی، به ویژه یک اندیشه متمرکز است، که با انرژی عاطفی مترادف می شود.

    اگرچه تغییر تعادل انرژی در اطراف ما ایجاد تغییر مطابق با محیط است.

    اکثر مردم اغلب فکر می کنند و برخی از اندیشه ها را تکرار می کنند.

    آنها افکار خود را بر روی محیط زیست و وضعیت کنونی متمرکز میکنند و آنهارا بازسازی میکنند.

    این فرایند همان "جهان" و وضعیت موجود را حفظ می کند.

    شبیه تماشای یک فیلم است

    دوباره خبر خوب این است که می توانید فیلم را با تغییر افکار خود تغییر دهید.

    شما می توانید شرایط و موقعیت های مختلف را تجسم کنید و به این ترتیب، متفاوت باشید.

     و افکارتون رو به "واقعیت" تبدیل کنید

    با تغییر افکار و تصاویر ذهنی شما میتوانید "واقعیت" خود را تغییر دهید.

    شما  کارمند هستید

    به خاطر استفاده از توانایی های جادویی و فوق العاده، با استفاده از قدرت و قوانین طبیعی که استفاده می کنید.

    این چیزی نیست که شما تغییر میدهید..

    شما فقط خود را تغییر میدهید

    افکار و نگرشتان را ، اما آنها دنیای شما را تغییر می دهند.

    اگر، برای مثال، شما در آپارتمان کوچک زندگی می کنید و نیاز به یک مکان بزرگتر دارید، به جای اینکه در مورد فرزندتان صحبت کنید

    سرنوشتتون و کمبود پول، افکار و نگرش خود را تغییر دهید و زندگی خود را در یک چشم انداز آپارتمان بزرگتر ببینید

    این کار دشواری نیست. این مثل خیال پردازی است.

    یاد بگیرید چگونه رویاهای خود را با تکنیک های خلاقیت  به واقعیت تبدیل کنید.

    زندگی خود را بهبود بخشیده، عشق را پیدا کنید، پول را جذب کنید، موفقیت ایجاد کنید و خیلی چیزهای بیشتر.

    غلبه بر تفکر محدود

    تجسم خلاق می تواند کارهای بزرگی انجام دهد.

    اما برای هر فرد، بعضی مناطق وجود دارد

    که ممکن است تغییر کند، حداقل در آینده نزدیک.

    قدرت تجسم یک قدرت بزرگ است، اما محدودیت هایی برای استفاده از آن وجود دارد. این محدودیت ها در داخل ما هستند

    نه در ذات این قدرت.

    ما اغلب خود را محدود می کنیم و نمی توانیم بیش از یک دایره محدود نگاه کنیم

    ما خودمان را محدود می کنیم

    افکار و عقاید خود را محدود به زندگی می دانیم..

    روشنن فکر بودن بیشتر ما می تواند به ما جرات دهد که فکر کنیم، بیشتر فرصت هاامکانات ما هستند..

    محدودیت ها در ذهن ما هستند، و ما برای بالا بردن آن ها به وجود آمده ایم.

    ممکن است کمی طول بکشد تا همه چیز شروع به تغییر کند.

    موارد ساده ممکنه سریع و زود ایجاد بشن ، اما نتایج بزرگتر ممکن است نیاز به زمان بیشتری برای اتفاق داشته باشد.

    زمان و تلاش در این تحقیق واقعا ارزشمند هستند.

    ایمان و صبر داشته باشید تا

    نتایج ظاهر  شود.

    یک نمونه از تجسم خلاق

    چند سال پیش، قبل از اینکه ازدواج کنم، تصمیم گرفتم که یک تاریخ را تجسم کنم.

    من خودم را تصور کردم

    نشسته در یک رستوران و در حال صحبت با یک دختر.

    من این تصویر را روزی تنها چند دقیقه تمرین و تصور کردم

    روز بعد، یک زن که در همان محل کارمن کار می کرد، از من پرسید که آیا می توانم

    با او صحبت کنم؟برای من صحبت کردن سخت بود شاید در حد یک صبح بخیر!

    من با او رفتم

    واو از من پرسید آیا دوست دختر داشتم؟

    وقتی شنیده بود که من هیچوقت دوست دختری نداشتم

    پیشنهاد کرد که من را به یکی از دوستانش معرفی کند، و بعد شماره تلفن او را به من داد.

    وقتی من به خانه رسیدم، با آن دختر تماس گرفتم و از او خواستم با من ملاقات کند.

    ما در همان روز ملاقات کردیم

    در رستوران، دقیقا همانطور که من تصور کردم.

    همه ی این ها در حدود ۲۴ ساعت اتفاق افتاد. شگفت انگیز نیست؟ این قدرت گاهی اوقات می تواند فوق العاده سریع کار کند.

    آه، شما کنجکاو هستید بدانید چه اتفاقی افتاده است در آن تاریخ؟ خوب، هیچ چیز، چون او از آن نوع دخترهایی که من دنبالشان میگردم نبود..

    من قدرت تجسم را به طور تصادفی استفاده کردم اما در مورد شخصت و رفتار و ... فکری نکرده بودم

    من فقط در مورد

    ملاقات با یک دختر فکر کردم، و آن آرزویی بود که به حقیقت پیوست.

    آخرین ویرایش: یکشنبه 28 آبان 1396 09:38 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • علی ع یکشنبه 28 آبان 1396 09:36 ب.ظ نظرات ()

    ۱۰ چیز که می توانید برای تقویت اعتماد به نفس خود انجام دهید:

    "عزت نفس پایین مانند رانندگی با ترمز دستی  است." - ماکسول مالت

    هیچ کس با اعتماد به نفس بی حد و حصر متولد نشده است.

    اعتماد به نفس چیزی است که به شما یاد میدهد  به خاطر دنیای چالش انگیز باید زندگی کنید

     کسب و کار، و زندگی و به طور کلی هر چیزی  می تواند اعتماد به نفستان را تخریب کند.

    در یک بررسی آنلاین، درخواست بازپرداخت از طرف مشتری یا رد یك صلاحیت           

    از طرف سرمایه گذاران می تواند همه اعتماد به نفس ما را از بین ببرد.

    اما گاهی نظرات غیرمعمول از طرف آن دسته از نزدیکترین افراد به ما نیز می تواند اعتماد به نفس ما را كم کند.

    در ورای این صحبت، ما باید با منتقد درونی خود(وجدان) جدال کنیم که دائما می گوید

    ما به اندازه کافی خوب نیستیم.

    هنگامی که توسط بسیاری از عناصر, تهدید به بمباران اعتماد به نفس میشویم، ما باید مسئول ساخت اعتماد به نفس برای خودمان باشیم.

    همانطور که در Inkubator Skill

    آموزش می دهیم، ایجاد یک کسب و کار موفق نیاز به پوسته ی ضخیم از اعتماد به نفس

    و اعتماد بی نظیر در توانایی شما برای غلبه بر موانع دارد.

    در اینجا ۱۰ مورد  وجود دارد که

    می توانید برای ایجاد اعتماد به نفس خودانجام دهید.

    ۱. خود را همانطور که میخواهید ببنید

    Napoleon Hill "ذهن چیزی را باور دارد كه اعتماد به نفس تایید میكند  -

    تکنیک دیدن یک تصویردر ذهن شما  همان چیزی است  که خودتان دوست دارید وجود داشته باشد.

    هنگامی که ما به اعتماد به نفس کم اعتقاد داریم، ما فقیر هستیم..

    این درکی از خودمان است که اغلب نادرست است.

    تمرین تجسم یك تمرین عالی است برای رسیدن به اهدافتان.

    ۲. خودت را تأیید کن

    "اعتقادات , ,یک ابزار قدرتمند برای باورهای دلخواه خود در مورد خودتان هستند."   

    نیکی کرناله

    ما تمایل داریم که مطابق با تصویر خودمان رفتار کنیم.این راه برای رسیدن به چیزی كه دوست داریم بسیار كار آمد است.

    تأکیدات ,,جملات  مثبت و پرطرفدار هستند که ما به خودمان می گوئیم.

    اینها به طور معمول موثر تر هستند اگر با صدای بلند گفته شوند، به طوری که شما بتوانید آنچه را که گفته اید را بشنوید.

    ما تمایل به باور آنچه که به طور مداوم به ما میگوند داریم.

    یا مثلا، اگر از ظاهر خودت نفرت داشته باشی.. تمرین, چیزی است که شما آن را دوست دارید

    باعث میشود خود را هنگامی بعد در آینه نگاه کنید همان چیزی را ببینید كه دوست دارید..

    برای اینکه مغز عبارات مثبت را سریع تر دریافت کند شما باید از عباراتی مانند

    چرا من در کسب و معامله خوب هستم؟؟استفاده کنید.

    به جای "من در معاملات خیلی خوب هستم"!مغز از نظر بیولوزیکی شیمی به دنبال پاسخ سوال بدون آنالیز کردن سوال پرسیده شده است.

    ۳. یک چیز که هر روز شما را میترساند انجام دهید.

    "اگر شما ناامن هستید، بدانید بقیه جهان نیز نا امن هستند. ارزش رقابت را فراموش نکن

    خودتان را دست کم نگیرید. شما بهتر از این فکر می کنید. "اگر شما ناامن هستید،   بدانید بقیه جهان نیز نا امن هستند. ارزش رقابت را فراموش نکن   

    و خودتان را دست کم نگیرید. شما بهتر از این فکر می کنید.

    بهترین راه برای غلبه بر ترس این است که با آن مواجه شوید. با انجام کاری که از آن میترسید.

    شما هر روز با بدست آوردن هر تجربه از  ترس خود ، اعتماد به نفس خود را  بیشتر میكنید..

    ۴. سوالی که خود شما را نقد میکند

    "سالهاست که خودتان را مورد انتقاد قرار داده اید و کار نکردید. سعی کنید خودتان را تایید کنید

    و ببینید چه اتفاقی می افتد. "- لوئیس ل. هی

    برخی از شدیدترین نظرات که ما از خودمان به دست می آوریم، از طریق "صدای                                                    

    منتقد داخلی(وجدان) "است . اگر شما با اعتماد به نفس پایین دست به گریبان هستید، این احتمال وجود دارد که خودتان هستید که به

     كه به وجدان خود تبدیل شده است که این بیش از حد  نادرست است.

       استراتژی هایی مانند درمان رفتار شناختی به شما کمک می کند تا منتقد درونی (وجدان)خود را مورد پرسش قرار دهید و

    به دنبال شواهدی برای حمایت و یا انکار آنچه که منتقد درونی خود آن را  می گوید

    باشید.

    به عنوان مثال، اگر فکر می کنید که شما یک شکست خورده هستید، از خودتان بپرسید «چه شواهدی وجود دارد برای حمایت از این فکر که من یک شکست خورده هستم؟

    فرصت هایی برای تبریک، تعریف و پاداش دادن به خود، حتی برای

    کوچکترین موفقیت پیدا کنید.

    همانطور که MARK TWAIN  گفت، "آن مرد بدون او نمی تواند راحت باشد

    "تایید خود"

    ۵. ۱۰۰ روز برای رد شدن از چالش ها

    "هیچکس نمیتواند بدون رضایت شما  نفس بکشد." - Eleanor Roosevel

    جیا جیانگ با ضبط تجربه خود از "ترس" و هدفمند ساختن درخواست های دیوانه وار مردم برای رد کردن ۱۰۰ روز چالش معروف شده است.

    هدف او این بود که خود را نسبت به این که بیش از اندازه خود را ناراحت کند و دلسوزی کند محکم سازد.

    او انتظار داشت که از این موانع رد شود.

    فرار از ترس کار آسانی نیست،  اگر میخواهید در حین ایجاد اعتماد به نفس خود از آن لذت ببرید این راه قدرتمندی برای انجام دادن این راه است.

    ۶. خود را برای پیروزی آماده کنید

    برای ایجاد اعتماد به نفس واقعی، باید بر موفقیت هایمان متمرکز شویم

    شکست ها و منفی ها را در زندگیمان را فراموش کنیم . "- دنیس وایتلی

    بسیاری از مردم بیش از اندازه در مورد توانایی های خود دلسرد می شوند زیرا آنها   خود را                                                                     

    بر اساس اهدافی که  رسیدن به آن بسیار دشوار است تنظیم میکنند. با تنظیم اهداف کوچک خود که می توانید شروع کنید                                            

     وبه راحتی برنده شوید.

    هنگامی که شما یک جریان موفقیت آمیزی ساخته اید که این  احساس را در مورد خودتان حس میکنید                                                                 

    سپس می توانید به اهداف سخت تر حرکت کنید. اطمینان حاصل کنید                

    دستاوردها، هر دو بزرگ و کوچک، برای یادآوری از زمان هایی که شما دارید       

    خوب انجام میشود..

    به جای تمرکز بر روی لیست های "انجام کار"، من دوست دارم وقت خود را صرف انجام"

    لیست های بازتاب در مورد نقاط قوت اصلی، پروژه ها و اهداف شما که به دست آمده کنم..این راه  تقویت اعتماد به نفس عالی است..

    به دیگران کمک کنید
    

    کمک به دیگران اغلب ما را قادر می سازد تا خودمان را فراموش کنیم و احساس کنیم به آنچه که داریم سپاسگزاریم..

    به جای تمرکز بر نقاط ضعف خود، داوطلب شدن برای آموزش به دیگران، عملا کمک میکند

    و شما اعتماد به نفس خود را به طور خودکار افزایش می دهید..

    ۸. از خودتان مراقبت کنید

    "مراقبت از خود هرگز یک عمل خودخواهانه نیست - این به سادگی مدیریت خوبی از هدیه من است، هدیه

    من که روی زمین گذاشتم تا به دیگران پیشنهاد دهم. "- پارکر پالمر

    اعتماد به نفس بستگی به ترکیبی از سلامت جسمانی خوب، سلامت احساسی و                                                              

    و سلامت اجتماعی دارد. اگر از بدن خود پشیمان شده اید، سخت است که در مورد خودتان احساس خوبی داشته باشید                 

    یا به طور مداوم انرژی کمی دارید                                                                                                                

    زمان را برای تمرین ورزش، خوردن و  عادتهای روزانه آماده کنید. علاوه بر این، لباس

    راهی است که  شما می خواهید احساس راحتی کنید.

    ساخت اعتماد به نفس با تلاش برای مراقبت از نیازهای خود بدست می آید..

    ۹. ایجاد مرزهای شخصی

    "هرگز با سکوت سوء استفاده نکن هیچوقت نگذار قربانی ات کنند. تعریف از زندگی هیچکس را قبول نکن

     اما خودتان زندگیتان را تعریف کنید. "- هاروی فیرستین

    یاد بگیرید که نه بگویید. به مرزهای شخصی خود احترام بگذارید. در صورت لزوم،

     در مورد چگونگی اطمینان بیشتر و یادگیری برای درخواست آنچه شما می خواهید را یاد بگیر.

     . کنترل بیشتر و اینکه میتوان گفت شما بیشتر از زندگی خود هستید اعتماد به نفس شما را زیاد میکند.
    

    ۱۰. تغییر به یک ذهنیت برابر

    "تمایل به شخص دیگری بودن ، اتلاف وقت است." Marilyn Monroe

    افراد با اعتماد به نفس کم اعتقاد دارند که دیگران بهتر از آنها هستند

    خودتان به جای حمل این درک،  خود را با دیگران برابر ببینید.

    آنها بهتر از شما نیستند. یک تغییر ذهنی با یک

    ذهنیت تساوی باعث میشود شما بهبود خودکار اعتماد به نفس خود را ببینید.

    آخرین ویرایش: یکشنبه 28 آبان 1396 09:38 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • علی ع یکشنبه 28 آبان 1396 09:36 ب.ظ نظرات ()

    ۸ راه برای پر بار تر شدن شغل خانگی تان

    شروع کردن یک کسب و کار از گاراژ یا دفتر خونگیتون به اون راحتیی که سیلیکون ولی از دور به نظر میرسه نیست.

    نه تنها شما با دردسر ها و جنگ های زیادی  به عنوان یه تازه کار باهاشون رو به رو هستید  ، بلکه تبدیل کردن جایی که همیشه در اون زندگی میکردید به مکانی برای کسب و کار جدیدتون به شدت هم مشکل باشه.

    خونه تون همیشه جایی برای استراحت بود و معمولا جایی بود که استرس ها در امان بودید اما وقتی تصمیم میگرید  سفر کارآفرینی خود تون رو شروع کنید به ظاهر شما از تمام این آرامش ها دور میشید.

    در قسمت زیر به ۸ نکته اشاره میکنیم که نه تنها بهتون کمک میکنه که در خونتون موفق باشید ، بلکه همجنین اجازه میده بهتون که یه تعادل فوق العاده ای رو بین امنیت کاری و زندگیتون ایجاد کنید.

    ۱- یک فضای جدایی رو برای کارتون ایجاد کنید

    ایجاد یه فضای کار جدا بهتون کمک میکنه که کارتون رو از ناحیه ی معمولی زندگیتون جدا کنید.

    اون ناحیه رو تبدیل به یه دفتر کار کنید ، زیر زمین یا هر جایی که به راحتی بتونین از بقیه ی جاهای خونه جداش کنین. این قسمت از خونه که تعیین کردید باید فقط به عنوان منطقه ی کار شناخته بشه و میتونه شمارو از جایی که واقعا هستید به جایی که دارید کار میکنید منتقل کنه.

    ۲- فضای راحتی براش درنظر بگیرید

    در این ناحیه مطمن بشید که محیط راحت و ارامش بخشی رو فراهم کرده اید و همچنین مطمن بشید که تمام چیزهایی که به کارتون مربوط میشه مثل ، صندلی راحت ، لامپ های مناسب  و البته یک میز کار مناسب که به راحتی بتونید جا به جا جاش کنید.

    به وسیله ی ایجاد یه فضای کاری مناسب ، شما قادرید صرفا روی کسب  و کارتون تمرکز کنید و هر سردرگمی که ناشی از کار یا زندگیتون میتونه ایجاد بشه رو از خودتون دور کنید.

    اگه به چیزی ، به اندازه ای خاص  که نیاز به توجه داره ، توجه نکنید

    همون باعث میشه که اندازه ای بهش توجه کنید که استحقاقش رو نداره

    David Allen

    ۳- ترکیب میز و صندلیتون از چیزی که فکر میکنید با اهمیت تر است

    بدیهی است که استفاده از چهار پایه ، میز طراحی منفرد و صندلی مخصوص اشپزخانه ، فایده ای به جز گول زدن خودتون نداره.ولی چیزی که اهمیت داره اینه که مطمن بشید که فضای کاریتون به اینکه بتونید با قدرت مشغول کارتون باشید کمک میکنه. به علاوه ی اینکه ارتفاع میزتون ، صندلیتون و همچنین نور اتاقتون هم قابل تنظیم باشه چون همه ی اینا به شما در پرداختن هر چی بیشتر به کارتون و دیر تر خسته شدن و بیشتر و تمرکز داشتنون کمک میکنه.

    ۴- متعهد بودن به برنامه ی زمان بندی شده

    نمیدونم چطور به اهمیت فوق العاده ی،  داشتن یک برنامه ی زمان بندی شده ی کاریتون تاکید کنم.

    شاید شما نمیخواید در ابتدای کار ۵-۹ ساعت رو برای کارتون اختصاص بدید ، خیلی هم خوبه اما باید مطمن بشید که به برنامه ی زمان بندی شدوتون ثابت قدم و  متعهد هستید و هر روز میدونید که چه برنامه ی زمان بندی شده ی خاصی دارید.

    طوری برنامه ریزی کنید که هر روز در یک زمان مشخص دو تا استراحت ۱۵ دقیقه ای  و یک زمان مخصوص برای ناهاربه خودتون بدید و متهد باشید که به طور منظم اون برنامه رو ازش پیروی میکنید.

    به اجرا در اوردن این دستور العمل های ذهنی بهتون کمک میکنه که بین زمان های استراحتتون فعال تر باشید

    ۵- یک وایت برد تهیه کنید

    استفاده ازیک وایت برد بهتون اجازه میده افکار ، برنامه ها و یادآوری هاتون به راحتی برای رسیدن به یک راه آسون تر و یادگیری بصری  به استفاده بگیرید . دفترچه یادداشت ، سر رسید و نوشته های کامپیوتری  هم میتونن مفید باشن اما همه ی اونا  میتونن گم بشن یا فراموش بشه جاشون ولی یک وایت برد همیشه یک جای مشخصی داره و به راحتی هم قابل ارجاع است.این همجنین این امکان رو بهتون میده که برای هر چیزی هر بار بلند نشید و تمرکزتون بهم نخوره.

    ۶- اینکه چطوری زمانتون رو گذروندید رو ثبت کنید

    با ثبت و نگاه و کردن به کارهای اجام شده اتون به احتمال زیاد میتونید در پایان هر روز انگیزه ی فوق العاده ای رو در خودتون ایجاد کنید. این انگیزه میتونه بهتون کمک کنه که بهتر و بیشتر کنید و کمتر از برنامه تون منحرف بشید

     

    ۷- تا حد امکان حواس پرتی ها رو محدود کنید

    در دفتر کارتون تلویزیون نزاید. محدود کردن حواس پرتی هاتون کار راحتی نیست ولی میتونید سرگرمی های بهتری رو جایگذین اون ها در خونتون ایجاد کنید اما به همین اندازه که میتونید حواس پرتی ها رو تا حد ممکن از بین ببرید ، میتونید به تحقق  و انجام اونا  هم کمک کنید. خیلی از این حواس پرتی ها شاید خیلی کوچیک به نظر برسن ولی حتی ترک کردن تماشای اخبار صبگاهی در دفتر کارتون میتونه به شدت پیشرفت برنامه ی روزانه تون رو محدود کنه.

    کار کردن سخته ، حواس پرتی ها فوق العاده زیاده و زمان محدوده

    Adam Hochschild

    ۸- مرز هایی رو تعیین کنید.

    مرزها تون رو با خانواده تون ، افراد مهم و حتی حیونات خونگیتون محدود کنید.به خانواده یا افراد قابل توجه دیگه که در خونتون هستن ممکنه هر روز برنامه ی کاری و زندگیتون رو تحت شعاع قرار بدن بنابراین مطمن شوید که برای همه ی اونا مرز های اولیه ایی رو در نظر گرفته باشید.

    یه قاعده و قانون قابل توجه اینه که زمانی که شما در محیط کارتون هستید در واقع زمان کار شما هست و نه چیز دیگر. شما در واقع اون ساعت ها در سر کارتون هستید.

    تعیین کردن این مرزها به شما اجازه میده که برای انجام کار روزانه اتون مجبور نباشید که کسی رو به خاطر پرداختن به کارتون ناراحت کنید. چون اونها میدونن که اون ساعت ها در واقع زمان کار شما هست و شما برای اون ساعت ها برنامه ریزی کرده اید و باید به کارها و برنامه هاتون برسید.

    به طور کلی کار خونگی یک فرصت بزرگ و گاهی اوقات حتی تنها گذینه ی افرادی است که میخوان یک کار آفرین بشن و دنبال ایجاد یک نام برای خودشون هستن.بهترین بخش در مورد شروع کسب  کار خودتون در واقع اون بخشه که کسب و کارتون به تنهایی  و به خوبی به کار خودش ادامه میده

    موفقیت و شکست در دستان شماست و اگه شما زمانِ کارِ سختی در خونتون دارید در نتیجه باید گفت که شما کسب و کار رنج اوری هم خواهید داشت.

    چه چیزهایی میتونن باعث بشن که کار خونگی شما پربار بمونه ؟

    آخرین ویرایش: یکشنبه 28 آبان 1396 09:36 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
تعداد صفحات : 6 1 2 3 4 5 6